ماجرای ترانه موسوی و روزنامه نگارانی که خبر را پخش کردند…

Diese Diashow benötigt JavaScript.

رضا والی زاده و لیلا ملک محمدی دو روزنامه نگار ایرانی  در جریان آخرین انتخابات ریاست جمهوری و کودتای انتخاباتی با وجود سانسور و خفقان وحشتناک رسانه ها و با وجود  نظارت مستقیم وزارت ارشاد در اطلاع رسانی از وظیفه ی خبر رسانی صادق خود دست برنداشتند و با توجه به خطراتی که برایشان وجود داشت اخبار را در وبلاگ های شخصی خود با نام های مستعار و برای همکاران خود در خارج از ایران برای پخش در رسانه ها می فرستادند. آنها اولین کسانی  بودند که در مورد ترانه موسوی دختر جوانی که گفته می شود در مقابل مسجد قبا دستگیر شد و بعد از تجاوز و شکنجه های فراوان به قتل رسید؛ افشاگری کردند. آنها عکس ترانه را که از مادرش گرفته بودند انتشار دادند تا اگر کسی از او خبری دارد اطلاع بدهد. رژیم سرکوب در طی این مدت با سناریوهای مختلف سعی در کذب بودن این ماجرا داشته حتی با آوردن فردی شبیه به ترانه موسوی در تلویزیون سعی کرد که به مردم بگوید این اخبار دستگیری و شکنجه را عوامل فتنه پخش می کنند و صحت ندارد اما موفق نشد. روز گذشته مطبوعات حکومت اسلامی با بوق و کرنای بسیار متنی را از فردی به نام امید حبیبی نیا منتشر کردند با عنوان  „بعد از یک سال سکوت در مورد ترانه موسوی می گویم…من فریب خوردم…“. برخی از سایت ها هم حتی لقب هایی  به او دادند  شبیه شیرپاک خورده ای بالاخره ماجرا ترانه  موسوی را عنوان کرد! خود این نشان از این دارد که آنها با اینکه تمام تلاششان را کردند ولی موفق نشدند که ثابت کنند این ماجرا دروغ است.  حبیبی نیا که رابط خبری این روزنامه نگاران در ایران بوده و ظاهرا ماجرای ترانه را از طریق او به رسانه های خارج از کشور داده بودند در مطلب دیروز خود ادعا می کند که من فریب خوردم و این ماجرا دروغ بوده!  از لحن مطلب او چنین بر می آید که با بغض و کینه ای خاص صحبت می کند و گویا فقط هدفش ضربه زدنست. اما به کی و به چی؟ او با بی مسئولیتی فراوان  بدون در نظر گرفتن شرایط فعلی ایران و در خطر افتادن افرادی که هم اکنون در ایران زندگی می کنند مسائلی را مطرح می کند که نه تنها ضربه زننده برای برخی در ایران بلکه خوراک رسانه های رژیم سرکوب ایران و عاملی برای فشار و  دستگیری عده ای دیگر خواهد بود. البته امید حبیبی نیا سابقه ی چنین جنجال ها و جلب توجه ها را دارد. مقاله ی امید حبیبی نیا شکی را نسبت به او در بین فعالین، روزنامه نگاران، نیروهای هوادار جنبش به وجود آورد چرا که رژیم کودتا بیش از یک سال است که تلاش می کند با نمونه سازی و اسناد و مستندهای جعلی و با خریدن برخی افراد و نمایش های تلویزیونی سعی در نفی کشتار و دستگیری ها و شکنجه ها کند.    رژیم کودتا حتی کشته شدن ندا را که میلیون ها انسان فیلم او را بعد از تیر خوردن دیدند که چگونه با ریزش خون از دهان و بینی و چشمان باز جان داد؛ را  هم یک سناریو به مردم معرفی کرد. امید حبیبی نیا خوب می داند که حتی اگر فرض را بر این بگیریم که ترانه موسوی وجود نداشته باشد ما صدها و هزاران ترانه دستگیر زندانی شکنجه و اعدامی داشتیم که همه آنها را حکومت سرکوب اسلامی گفته دروغ بودند.  مهدی کروبی یکی از سران سبز که نقش بزرگی در افشاگری این گونه جنایت داشت با تشکیل کمیته ای به دنیال کشف و افشای حقایق بود. در طول این مدت رژیم کودتا تلاش می کرد که با اشکال گوناگون تلاش کروبی را خنثی کند. حبیبی نیا بارها در طی جنبش مردمی لبه ی تیز حمله ی خود را به رهبران جنبش داشته  و گویی هدفش با این بیانیه هم ضریه زدن به آنها بوده. کاری که حکومت دروغ و وحشت اسلامی نتوانست درطی این مدت موفق به انجامش شود.  امید حبیبی نیا با یک نوشتن یک مقاله زحمت آنها را برای ضربه زدن خیلی کم کرد. مهر تاییدی بر دروع ها و جعلیاتی که تا به حال به خورد مردم دادند زد.  امید حبیبی نیا اگر واقعا صداقت داشته باشد و واقعا به فکر مردم و به فکر جنبش آزادیخواهی مردم باشد باید خالصانه و صادقانه بگوید که چطور با این اطمینان می گوید این ماجرا دروغ است؟ او به عنوان یک روزنامه نگار مسئول است که پاسخگو باشد؟ آیا امید حبیبی نیا مسئولیت اتفاقات بعد از انتشار مقاله اش را به عهده می گیرد؟ او با چه اسنادی به این صراحت به مردم می گوید که ماجرا دروغ بوده؟ جمهوری ترور اسلامی که این همه سابقه در جنایت و پوشش آن دارد  با تمام وزارت اطلاعات و ارشاد و همه ی امکاناتی که داشته نتوانسته این را ثابت کند! امید حبیبی نیا چطور این را ثابت کرده؟آیا اسناد کافی برای این کار دارد که به این صراحت گفته؟ یا فقط چون شخصی که از ماجرا اطلاع دارد و در ایرانست نتوانسته با او صحبت کند متوجه شده است که ماجرا صحت ندارد؟ هدفش از نوشتن چنین مقاله ای در چنین شرایطی چه بوده و چرا اگر مطمئن است که ترانه موسوی زنده است تلاش نمی کند که او را پیدا کند تا صداقت و رسالتش در خبر رسانی درست و صادق و ندای پشیمانی اش برای مردم قابل قبول باشد.

بدنبال  مقاله امید حبیبی نیا لیلا ملک محمدی و رضا والی زاده بیانیه ای منتشر کردند که در آن به شرح ماجرا پرداختند: لینک بیانیه  درست چند ساعت بعد از انتشار بیانیه رضا والی زاده و لیلا ملک محمدی وبلاگ رضا والی زاده که اولین خبر در مورد ترانه موسوی در آن منتشر شده بود حذف و بعد هم ایمیل او در جی میل هک می شود. رضا والی زاده در فیس بوک خود از همه دوستانش خواست که به هیچ وجه با ایمیل او تماس نگیرند و اگر ایمیلی با نام اودریافت کردند پاسخی ندهند.

به امید صداقت و پاکی در قلم و به امید حرمت گذاشتن به مردم در ارسال خبر

8 Kommentare zu „ماجرای ترانه موسوی و روزنامه نگارانی که خبر را پخش کردند…“

  1. ملت سبز ایران توجه فرمایید:
    11 شهریور 1389 راس ساعت 10 شب با فریادهای کوبنده „الله و اکبر“ به استقبال راهپیمایی سبز ملی روز ایران (قدس سابق) می رویم. تف به روی دیکتاتور اعظم و عنترش.
    شعارهای مهم: نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران /// هم شرقی، هم غربی، دولت سبز ملی /// درود بر خامنه ای!
    این شعار آخری اوجب واجبات است! خودتون میدونید یعنی چی!
    این اطلاعیه را بفرست برای همه دوستانت

  2. آقای حبیبی نیا کلا خودشان را خیلی تحویل می گیرد. اگر ماجرای ترانه موسوی دروغ بود رژیم ایران هیچگاه برنامه ای را در تلویزیون برای تبرئه خودش به وی اختصاص نمی داد/ ضمن اینکه الویری که یکی از بلندپایگان اطلاعاتی رژیم هم در گذشته بوده و کلا با بدنه وزارت اطلاعات و سپاه بیگانه نیست گفت که ماجرای ترانه موسوی درست است ولی قسم خورده ان را بازگو نکند / به هرحال همانطوری که گفتی مطلب حبیبی نیا بیشتر حالتی کینه توزانه داشت تا اطلاع رسانی!

  3. این پست شما لکه ننگ بزرگتری است برکارهای شما، اگر اندکی وجدان داشتید می فهمیدید که امید حبیبی نیا با وادار کردن این دو روزنامه نگاری که مسئولیت به عهده نمی گرفتند برای ورود به عرصه چه خدمتی به جنبش و افشای جمهوری اسلامی کرد، حالا اون سبز گهی تون که دیگه حال آدمو بهم می زنه

  4. سي و يك سال از انقلاب شكوهمند اسلامي مي گذرد و شايد بيش از سي و يك بار تا كنون جمهوري اسلامي در اذهان متوهم ضد انقلاب سقوط كرده است. اما واقعيت موجود حاكي از اقتدار و خروش روز افزون ملت انقلابي ايران است و لو كره المشركون
    !?Collapse of The Islamic Republic

    صدايي از بيرون حباب توهمات سبز

  5. من ازاول به حرفها و مصاحبه های این آقای حبیبینیا مشکوک بودم ولی حضورش راهم دربرخی ازبرنامه های صدای امریکا متأسفانه شاهد بودیم نیزاینکه این روزها خیلی ها برای گرفتن پناهندگی خودرا روزنامه نگار یا مرتبط جا میزنند که بعد تحت فشاردست به اقداماتی اینچنینی زده وخودزنی میکنند / نیزلازم به تذکراست که این همه موج فرار که برای مطبوعاتی ها رخ داده لااقل بامنی که با برخی ازاینها زندگی کرده ام خیلی هم به واقع نزدیک نیست / شایسته است رسانه های برون مرز شعف مصاحبه با اینگونه افراد را کمرنگ کرده ومنطقی به رصد تحولات بپردازند/ بازمیگویم که خود شاهد بودم که جاهایی چون برخی تلویزیون ها و مخصوصا“ صدای امریکا افرادی را روی موج حوادث سوارکرده که عملکرد دیروز و امروزشان خیلی مشخص نبوده وتادیروز درحمایت ازمشارکتی ها بوده و با پاسپورت رسمی ازایران خارج وبادادن درخواست پناهندگی الان درفرانس هستند / حیف که نمیشود خیلی پیزها را افشاکرد وگرنهدادن نام هرکدام ازاینها میتوانست حبیب نیای جدید تحویل دهد / مااگر باور نکنیم دروغ بما تحمیل نمیشود .

  6. خانم قاسمی نمی خواهید حالا بعد از یک سال فرصت طلبی کمی خجالت بکشید و این نوشته تان را که در آن ادعاهایی بی پایه و از سر کینه توزی حزبی به یک روزنامه نگار را نسبت داده اید، تصحیح کنید؟ نمی خواهید به خوانندگان خود بگویید که واقعیت را وارونه جلوه داده اید و نمی خواهید بگوید که یک سال گذشته و رفقای شفیق اصلاح طلب شما هیچ سند و مدرکی رو نکردند و اگر آن یادداشت فیس بوکی امید حبیبی نیا نبود هیچ وقت از پرده بیرون نمی آمدند تا مسئولیت این خبر را خود برعهده بگیرند؟ اینکه این روزنامه نگار مخالف هر دو جناح حکومت است اینجا بهانه ای نشده است تا شما از آب گل آلود ماهی گرفته و فریاد یا حسین بکشید، بگیرید، اسلام به خطر افتاد سر دهید؟ من جای شما بودم خجالت می کشیدم!

    1. خانم یا آقای ندا که اصلا هویتتون مشخص نیست شما لازمه که خجالت بکشید چون ادبیاتتون شعبون بی مخی و بسیار بی ادبانه ست. و من با چنین افرادی اصلا وارد بحث نمی شوم چون اول باید یاد بگیرند که چگونه بحث کنند.

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden /  Ändern )

Google Foto

Du kommentierst mit Deinem Google-Konto. Abmelden /  Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden /  Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden /  Ändern )

Verbinde mit %s