یاد امید رضا میرصیافی دوست وبلاگی ام زنده باد…

Diese Diashow benötigt JavaScript.

امشب نمیدونم چرا اینقدر یاد امید رضا افتادم. یاد امید رضا میرصیافی جوان 28 ساله ای که در زندان های شوم جمهوری اسلامی به طرز مشکوکی کشته شد. امید رضا دوست وبلاگی من بود او عاشق موسیقی و منتقد موسیقی بود او از بنیانگذران سایت موسیقی در ایران بود. از طریق وبلاگ با او آشنا شدم جوانی با شور و شوق و عشق به زندگی. نه سیاسی بود و نه از سیاست خوشش می اومد. فقط عشق به هنر داشت بخصوص موسیقی. وبلاگی داشت به نام روزنگار و یاد داشت های روزانه خودش را می نوشت. روزنامه نگار و منتقد موسیقی به شکل آزاد کار می کرد. چند سال پیش من مصاحبه ای داشتم با بانو سیما بینا و او این مصاحبه را در وبسایت موسیقی کپی کرده بود و برای من نوشت که با اجازه شما اینکار را کردم و این دلیل آشنایی ما بود. او سرشار از عشق بود و سرشار از ملودی و موسیقی.  آرزوی دیدار حضوری تورج نگهبان را داشت و با خواننده ها و موسیقی دانانی که در ایران بودند ارتباط تنگاتنگی داشت. مرگ استاد یاحقی او را خیلی متاثر و دیپرسیو کرد مطالبی در راستای مرگ مشکوک او نوشت. عاشق یاحقی بود و معتقد بود که یاحقی کشته شده و مطلبی هم در این رابطه در وبلاگش نوشت.  میدونستم که این مطالب کار دست امید رضا میدند به او می گفتم امید جان تو در ایرانی و  با اسم خودت کار می کنی لطفا مواظب باش ولی او می گفت مگه من چکار می کنم من از حقانیت صحبت می کنم. او نمی دونست که حقانیت در ایران مفهومی نداره. نمی دونست که حقانیت یعنی زندان و یعنی مرگ مشکوک. وقتی به سراغ هنرمندان موسیقی می رفت همیشه به من زنگ می زد و می گفت الان با فلانی هستم یه روز یادمه که با کوروش یغمایی در باعی بود و به من زنگ زد و چقدر خوشحال بود. او آرزوی دیدار تورج نگهبان را داشت و مرگ تورج نگهبان هم دوباره  او را دگرگون کرد. . امید رضا جوان با استعداد و پر تلاش و صادق و توانا و هنرمندی بود ولی این خصوصیات درجامعه ما مفهومی ندارند و در واقع خصوصیاتی منفی هستند. او که به عنوان یک روزنامه نگار منتقد موسیقی به شکل آزاد کار می کرد بیکار شد و در وبلاگ خود درد دل می کرد. روزی درد دل خود را خطاب به خامنه ای نوشت و از او خواست که به جوانان ایران هم بیاندیشند و فقط به فکر جوانان فلسطین و لبنان نباشند. بعد از این نامه دستگیر شد و به او دو سال حبس دادند و بعد از دو سه ماه هم خبر مرگش را دز زندان شنیدیم. جوانی که هیچ بیماری نداشت. عکس های بعد از مرگ او نشان از شکنجه و عدم رسیدگی به او در زندان دارند. ( به عکس در اسلاید شو توجه کنید) امید رضا همیشه با من است او از دوستان خوب وبلاگی من بود.  بعد از دستگیری اش سه چهار ماه بعد خبر  مرگ او رسید خبری که شوک عظیمی برای دوستان و اطرافیان امید رضا بود. او قربانی رژیمی شد که هیچ درکی از انسانیت، احساس ،  موسیقی و هنر نداشت. رژیمی که همه ی اینها را دشمن خود می دانست رژیمی که تداوم زندگیش را در خفه کردن جوانانی چون امید رضا که عشق ورزیدن را می آموزند، می داند و همچنان بیش از سی سال است که این گونه جوانان را خفه می کند….ولی آیا صدای امید رضا خفه شده است؟ نه به هیچ وجه. آنها به خفه کردن صدای امید رضا امیدهای فراوانی را زنده می کنند و او هم به این امید زنده بود، می دونست که روزی عشق و انسانیت و موسیقی بر همه ی این زشتیها غلبه می کند و اینزا ما الان در دنیای خاور میانه می بینیم و روزی به زودی در ایران هم می بینیم …..یادش زنده باد امشب عجیب یادش افتادم…….

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden /  Ändern )

Google Foto

Du kommentierst mit Deinem Google-Konto. Abmelden /  Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden /  Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden /  Ändern )

Verbinde mit %s