هر ملتی لایق حکومتی ست که بر آنان حکمرانی می کند؟

شاید گفتن این حرف ها تکراری باشد اما به نظر من حتی اگر یک نفر را هم به فکر وادارد باید تکرار شود. موضوعی که میخوام در موردش بگم موضوعی ست که بارها و بارها در مورد ایرانی های تبعیدی و مهاجر تجربه کردم و همیشه هم برام سوال برانگیز است و قبلا هم در باره اش نوشتم. این بار در سالگرد علیرضا صبوری یکشنبه گذشته در برلینمشاهده کردم. مراسم بسیار غم انگیزی بود. غم انگیزی دیدن قبر یک جوان با هزاران آرزو در یک طرف و عدم حضور ایرانیان برلین در طرف دیگر! راستش خیلی تعجب کردم که ایرانیان فعال سیاسی و فعال حقوق بشری برلین حضور نداشتند. با توجه به اینکه برلین از شهرهایی ست که چندین هزار ایرانی را در خود جای داده ست.  تعدادی که بودند عمدتا از آشنایان فامیل علیرضا در برلین بودند. علیرضای جوان در راهپیمایی سکوت تیر خورده بود و با اینکه بعد از دو سال با بدبختی به خارج آمد اما تاثیر گلوله ها در سرش جانش را گرفت. او جان خودش را در راه آزادی میهن گذاشت بعد ما حاضر نیستم یک ساعت از وقت مان را به یاد او و همه جانباختگان باشیم. بر سر مزار علیرضا خیلی دلم گرفت در سرمای وحشتناک برلین قبر یک جوانی با هزاران آرزو تنها در گوشه ای در یک گورستان …مگر او برای بدست آوردن ابتدایی ترین حقوق انسانی و حق رای آزاد جان خود را از دست نداد؟ مگر او صدای من و تو نبود؟ مگر او بخاطر همه ی ما جانش را هدیه نکرد؟ مگر  او و نداها و سهراب ها و اشکان ها و دهها جوان دیگر برای اینکه من و تو بتوانیم در میهن مون زندگی کنیم جان خود را از دست ندادند؟ چرا هموطنان ایرانی حضور نداشتند؟ من از این هموطنان می پرسم شما که نام تبعیدی را دارید مگر به خاطر این رژیم مجبور نشدید که میهن خودتون رو ترک کنید؟ چرا حاضر نیستید با ادای احترام به کسانی که در راه آزادی برای میهن مون جان باختند؛  این رژیم را افشا کنیم؟ ما که همه ادعای آزادیخواهی و دمکراسی خواهی مون گوش دنیا را کر کرده چطور جاضر نیستیم کمی وقت بگذاریم تا یاد کنیم از این جوانان و تکرار کنیم که چرا علیرضاها جان خودشون رو از دست دادند؟
به نظر من ما ایرانی ها خیلی انسان های عجیبی هستیم می خواهیم همه چیز داشته باشیم بدون اینکه برای بدست آوردنش تلاش کنیم. البته عده ای اندک هستند که همیشه تلاش می کنند و کارشون هم قابل ارزش و احترام است ولی صحبت از جامعه ایرانیست که بتونه تاثیر گذار باشه. این که یاد کسانی که در راه دمکراسی ایران جان باختند را زنده نگه داریم دیگه حداقل کاریست که یک ایرانی اگر ذره ای آزادیخواهی در وجودش هست میتونه انجام بده ولی دریغا که با وجود ادعاها ولی همین هم انجام نمیشه! می خواهیم در ایران آزادی و دمکراسی برقرار بشه ولی فکر می کنیم دمکراسی همین طوری توی هوا بدست میاد یا اینکه فکر می کنیم  مردم غرب برای دمکراسی شون تلاش نکردند و دمکراسی را دو دستی  بهشون تقدیم کردند و ما هم منتظریم تا دو دستی دمکراسی را بهمون تقدیم کنند! مطمنن تا زمانی که ما ایرانی ها تلاشمون اینطور یه خط در میونی ست رژیم های حاکم مون هم یه خط در میونی مثل خاتمی و احمدی نژاد است! تازه خیلی شانس بیاریم رژیمی مثل خاتمی نصیب مون میشه! اینقدر دیکتاتوری بر ما حاکم بوده که دوران خاتمی که چقدر روشنفکران و نویسندگان ما ترور شدند برای ما ایرانی ها به دوران  آزادی و دمکراسی تبدیل شده و حکایت „مرگ را بگیر تا به تب راضی بشه“ در مورد ما صادق شده!
واقعا که درست گفته آن کسی که گفت هر ملتی لایق همون حکومتی هست که بر آنان حکمرانی می کند!

لینک گزارش سالگرد علیرضا صبوری در برلین

Ein Gedanke zu „هر ملتی لایق حکومتی ست که بر آنان حکمرانی می کند؟“

  1. با درود
    وقتی فرهنگ یک جامعه نخواهد تغیر و تحول ایجاد کند مردم ان جامعه به هر خفتی تن در می دهند.

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden /  Ändern )

Google Foto

Du kommentierst mit Deinem Google-Konto. Abmelden /  Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden /  Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden /  Ändern )

Verbinde mit %s