خود کرده را تدبیر نیست!

خودکرده را تدبير نيست؟!

اختر قاسمی
Akhtarghasemi.wordpress.com
چند دقيقه پيش خبری خواندم درباره‌ی اخراج پناهجويان ايرانی در سوئد. خبری که در ساليان اخير در کشورهای غربی در رابطه با پناهجويان ايرانی بارها شنيده می‌شود، در حالی‌که دهه اول و دوم مهاجرت ما به ندرت در مورد پناهجويان ايرانی چنین اخباری  شنيده می‌شد.

با خواندن اين خبر تصميم گرفتم از تجربه‌ی شخصی خودم استفاده کنم و مروری بر زندگی خود ما مهاجران کشورهای مسلمان يا عقب‌مانده داشته باشم ضمن اين‌که بار ديگر تغيير رفتار دول غربی نسبت به ايرانيان يا به‌طور کلی شرقی‌ها و به‌ويژه کشورهای مسلمان برايم مجسم شد و ميل‌ام برای نوشتن در اين‌باره نيز بيشتر گرديد.
به گذشته برمی‌گردم و رفتار جامعه‌ی آلمان را در اوايل سنين بيست سالگی که به اروپا آمدم تا امروز مرور می‌کنم. در تازه‌ترين نگاه ترورهای چند سال اخير در غرب را که توسط مسلمانان بزرگ‌شده در همين جوامع رخ دادند  به ياد می‌آورم؛ جوانانی که با امکانات رايگان همين جوامع تحصيل کردند. بی‌اختيار ضرب‌المثل معروف ايرانی به ذهنم خطور می‌کند که می‌گويد: „خودکرده را تدبير نيست!“ حالا اين حکايت ما ايرانی‌ها يا کلا کشورهای مسلمان است. البته ناگفته نماند که برخورد جامعه غرب با ما مهاجرین بخصوص مهاجرین جهان سوم هم بی ایراد نیست و بخشی از رفتار غلط مهاجرین گاهی نوعی عکس العمل در مقابل عمل جامعه است. اما من در این مقاله قصد دارم به عنوان یک نظاره گری که از درون یک جامعه ی اقلیت به مسئله نگاه می کند به برخورد خود ما مهاجرین کشورهای مسلمان بپردازم.

از نگاه من، ما مهاجران کشورهای مسلمان عقب‌مانده، اين‌قدر در اروپا و غرب خرابکاری کرديم که هر روز عرصه برای ورود و پذيريش ديگر مهاجران يا پناهندگان کشورهای مسلمان سخت‌تر می‌شود. کسانی که در ايران زندگی می‌کنند چون شرايط اين‌جا را از چند دهه قبل تا به امروز نديده و تجربه نکرده‌اند که بتوانند با هم مقايسه کنند و تغيير را به‌ويژه در دو دهه گذشته ببينند شايد باور نکنند؛ ولی ايرانيانی که از سال‌های قبل از انقلاب يا از دهه ۸۰ ميلادی اينجا زندگی می‌کنند می‌توانند در اين مورد نظر بدهند.

خود من زمانی که به خارج از کشور آمدم ابتدا برای تحصيل به اروپای شرقی (رومانی) رفته بودم. بعد از مدتی که در رومانی بودم و کمی با وضعيت جامعه آن‌جا آشنا شدم فکر کردم اگر „سوسياليسم واقعا موجود“ اين است که من در رومانی می‌بينم در جمهوری اسلامی که ما وضعيت بهتری داريم! وقتی سال ۱۹۸۶ به آلمان غربی آمدم ذهن من سرشار از سووال شد و مدام از خود می‌پرسيدم چرا اين همه تناقص در اطلاعات ما نسبت به کشورهای شرقی و غربی؟ ما در کتاب‌ها می‌خوانديم که دول کشورهای امپرياليستی و سرمايه داری غرب فقط به فکر منافع خود هستند و نابرابری بيداد می‌کند، خود سرمايه عامل فساد است، جامعه فاسد است و زنان فقط به شکل کالا مورد استفاده قرار می‌گيرند، اما در دنيای سوسياليستی همه از حداقل امکانات زندگی برخوردارند، برابری زن و مرد، درمان و تحصيل و همه چيز رايگان است و جامعه سالم است و… متأسفانه در برخورد با واقعيت تجربه ديگری کسب کردم. چرا که از ابتدای ورودم به آلمان متوجه شدم که تمام امکانات و تسهيلات اجتماعی، همانند درمان رايگان، تحصيل رايگان، حق بيکاری و حق داشتن مسکن و سقفی بالای سر و خيلی موارد ديگر را غرب سرمايه داری نه تنها برای شهروندان خود، بلکه مهاجران و پناهندگان فراهم کرده است. البته که برخی پناهندگان شرايط قبل از پذيرفته شدنشان خيلی سخت و طاقت‌فرسا بوده ولی وقتی پذيرفته می‌شدند می‌توانستند از همه امکانات تسهيلی و مزايای اجتماعی همچون يک شهروند آلمانی استفاده کنند. موضوع ديگری که توجه مرا بسيار جلب کرد صداقت و يک‌رنگی مردم بود چيزی که در جوامعی مثل جامعه ما به آن نياز هست. برای من خوش‌باوری و اعتماد آن‌ها به ما ايرانيان خيلی سووال برانگيز بود.

اين شرايط و وضعيت را فقط آلمان نداشت بلکه تقريبا همه کشورهای اروپای غربی و اسکانديناوی کم و بيش داشتند. رفتار مسئولان و مردم گاهی آن‌چنان بود که مدام از خود می‌پرسيدم چطور اين مردم که ما برای آن‌ها بيگانه‌ايم و فرهنگ مشترک نداريم چنين به ما اعتماد دارند اما ما که با افغانستانی‌ها زبان و فرهنگ مشترک داريم به آن‌ها اعتماد نداريم؟ در آن زمان برای من که يک دختر جوان بی‌تجربه‌ای بودم، اين سووالات بدون پاسخ ماند. با گذشت زمان و تجربه‌ی هر دو جامعه سرمايه‌داری و سوسياليسم سووالات من پاسخ داده شد.

نزديک به سه دهه در آلمان زندگی می‌کنم و تجربه رفتار خارجی‌های مهاجر مسلمان در آلمان و جهان به من نشان داد که متأسفانه خارجی‌های کشورهای جهان سوم و مسلمان در کشورهای غربی آن‌قدر خرابکاری و ترور و دزدی و مردم‌آزاری کردند که هر روز شرايط برای آن‌ها سخت‌تر می‌شود و بی‌اعتمادی به مسلمانان بيشتر! آلمان کشوری بسيار تميز و با نظم و انضباط است. ولی در محلات خارجی‌نشين که به‌طور عمده از کشورهای جهان سوم هستند هميشه بی‌انضباطی و کثيفی و حتی خراب کردن باجه تلفن و وسايل عمومی را می‌بينيد. در حالی‌که امکان ندارد در محله‌ای آلمانی‌نشين چنين مسائلی را شاهد باشيد. من بارها در آلمان يا کشورهای ديگر اروپايی شاهد بودم که خانواده‌های مسلمان در قلب يک شهر مدرن اروپايی؛ درست همانند روستا زندگی می‌کنند به طوری‌که حتی از بيرون يعنی از بالکن و تراس آن‌ها از لباس و ملافه و لحاف آويزان کردن گرفته تا آت‌وآشغال آويزان کردن می‌توان فهميد که در اين خانه يک خارجی از کشور عقب‌مانده زندگی می‌کند. عادت‌هايی که شايد در عقب‌مانده‌ترين قشر اين جوامع آن هم نه همه‌ی آن‌ها، ديده شود.

ما مردم کشورهای عقب‌مانده مسلمان که به اروپای مدرن مهاجرت کرديم از دستاوردهای کشورهای غربی همانند آزادی، احترام به حقوق بشر، حقوق مساوی و مدارا نهايت سوءاستفاده را می‌کنيم. برای ما مدارا يعنی اين‌که فقط آن‌ها مدارا داشته باشند نه ما! آن‌ها به مذهب و فرهنگ ما احترام بگذارند ولی ما فرهنگ و مذهب آن‌ها را تخريب کنيم! کليساها مدام در کشورهای مسلمان خراب می‌شوند ولی در آلمان و اروپا مدام مساجد نو ساخته می‌شود! اين معنی مدارا برای ما خارجی‌های عقب‌مانده مسلمان است! آزادی هم يعنی اين‌که ما آزاد باشيم که جامعه را به شکل جوامع عقب‌افتاده خودمان در آوريم. از شکل ظاهر گرفته تا درون! هجوم زنان مسلمان با حجاب و به طور کلی فعاليت مسلمانان در آلمان و احداث مساجد در طی ساليان اخير در آلمان نشان از يک حرکت سيستماتيک مسلمانان برای تأثير و تغيير فرهنگ جامعه غرب دارد کما اين‌که بارها از معتقدان مسلمان شنيده شده که ما برای تغيير فرهنگ اين جامعه در اين‌جا زندگی می کنيم!

ما می‌خواهيم خصلت‌هايی که عمدتا در کشورهای جهان سوم ديده می‌شوند همانند دزدی، دروغ، فريب و…به اين جامعه تحميل کنيم بدون اين‌که خود از خصلت‌های مثبت اين جوامع بياموزيم، و انتظار داريم که هر روز هم رفتارشان با ما بهتر شود و حقوق برابر داشته باشيم ضمن اين‌که زيان هم به جامعه وارد می‌کنيم. فرياد حقوق بشرخواهی و انسان‌دوستی و آزادی‌خواهی‌مان هم گوش دنيا را کر می‌کند! آيا نبايد در مقابل شنيدن چنين اخباری عليه مهاجران مسلمان بگوييم „خودکرده را تدبير نيست“؟

پيج رسمی در فيس بوک:
https://www.facebook.com/pages/Akhtar-Ghasemi-Photographer-Journalist/195898053799789?ref=hl

6 Kommentare zu „خود کرده را تدبیر نیست!“

  1. خانم اختر قاسمی ، نگاه شما به مردم جهان سومی در کشور های غربی ، کاملأ واقع بینانه است . اما از عمق و آن واقعییتی که در پس این چنین تصویری باید به آن نگاه کرد ، متأسفانه خالی است . اگر شما فراموش نکرده باشید ، سی سال پیش که قدم در خاک آلمان گذاشتید ، به ندرت با افراد سیاه پوست مواجه می شدید ، و جامعه مسلمان که شاید فقط توریست های پولدارش را می دیدید . آیا تا به حال از خودتان پرسیده اید که در این سی سال چه اتفاقی در آلمان افتاده است که امروز شاهد چنین تغیر چشم گیری در بافت جامعه تمیز آلمان را شاهد هستید ؟ اگر فکر می کنید ، سیاست گذاران این کشور از روند این تغیر بی خبر بوده و ندانسته دروازه ها را گشوده اند . می دانم که با تجربه ای که در اینجا کسب کرده اید . جوابتان منفی است . این قصه سری دراز دارد که دلایل آن را باید در خصلت ، سرمایه داری به جستجو بنشینید . که در این کامنت نمی گنجد . اگر مایل بودید …. بعد از این فرصت ارایه خواهم داد . با احترام فراوان . ریاحی

  2. خانم قاسمی شما آلمان را با رومانی مقایسه کردید. شاید وجدان حکم میکرد که اول بفرمایید نتیجه مقایسه شما از رومانی و ایران زمان قبل از انقلاب چه بود. شما که بعنوان دانشجو به رومانی رفته بودید چندان کم سن و سال نبودید که نتوانید دوران شاه به یاد بیاورید: مدرسه ها ی رایگان ، تغذیه رایگان و از آن مهمتر دانشگاههای رایگان و مانند بهشت در ایران هم بود. من خودم ده سالی باید از شما کوچکتر باشم وروزی که انقلاب شد دانش آموز بودم و برادرم دانشجو. این همه را خوب بیاد دارم. دوست پدرم که خود از توده ای های سابق و بازرگان موفقی بود مرتب به ما جوجه چریکهای انقلاب میگفت که من در زندان های شاه خیلی شکنجه شدم و ده سال از زندگی ام از بین رفت اما عقیده ام عوض نشد تا به چشم خودم رفتم کشورهای سوسیالیستی را دیدم. او میگفت ایران همین محمد رضاه شاه پیش آن کشورها بهشتی بیش نیست باور کنید. او میگفت که فقیرترین مردم ایران از مردم این کشورها خوشبخت ترند. میگفت ساواک شاه پیش سازمان امنیت اینها هیچ است. البته ما هم با اینکه او را خیلی دوست میداشتیم به حرفش گوش ندادیم و ما نند سرکار خودمان را تکه پاره کردیم که انقلاب بشود. و بعد هم مبینیم که چه گندی زدیم.
    در مورد رفتار مسلمانان در غرب که نوشته اید لطفا سری به پاریس و گتو های خارجی نشین آن بزنید، خواهید دید که افریقایی های مسیحی صد بار بدترند. بیشتر مسئله جهان سومی و بی سوادی و عقب ماندگی فرهنگی است که این خارجی ها با خود یدک میکشند تا مسلمان و غیر مسلمان.

  3. بيشتر كشورهای آسيای مركزی٫ خاورميانه ٫ آفريقا دربحران سياسی٫فرهنگی٫ اجتماعی
    فرورفته اند ودرنتيجه برخلاف مثلا سی سال پيش كه اينجا٫آنجا كشوری
    دچار مصبيتی منطقه ای ميشد٫ وتعدادی به بيرون از منطقه پرتاب ميشدند٫ اينك اگر امكان باشد٫ اكثريت عظيمی از افراد آن مملكت مايل به خروج از مملكتشان و تامين يك زندگی حداقلی برای خانواده شان هستند٫
    واين حجم بزرگ از درخواست ديده نشده است ومسلما اين توده انبوه آدم هايی كه راهی غرب ٫ كه درواقع تنها نقطه ای از جهان است كه تامين كننده آن آرامش ايده آلی درخواست كنندگان است ٫ می شوند و پرواضح است كه كشورهای اروپايی ظرفيت پذيرش اين انبوه پناهندگان را ندارد٫
    من بسختی قبول ميكنم كه مشكل اختلاف مذهبی ويا اجتماعی باشد٫ خيلی راحت جا كم است ودرخواست كننده زياد

  4. سپاسگزارم از همه ی دوستان که نظراتتون رو بیان کردید
    از داریوش عزیز و بی نام عزیز و کیومرث عزیز
    من خیلی خوشحال میشم که نظرات شما را بدونم و با زاویای مختلف این مشکل را بررسی کنیم
    من نه ادعای جامعه شناسی دارم و نه ادعای تخصص در این زمینه
    فقط از نگاه خودم به عنوان یک روزنامه نگاری که سالیانیست در این جامعه است به درون جامعه اقلیت خودمون نگاهی کردم و ادعا هم نکردم که این نگاه یک نگاه علمی ست
    ممنونم
    اختر

  5. با درودی دوباره به خانم قاسمی ، این طور که پیداست دوستانی که کامنت گذاشته اند ، خوشبختانه انتقادی از شما نکرده اند ، بلکه آنها نیز گوشه های نادیده دیگری را ، در میان گذاشته اند . شما نیز با تلاشی که تا کنون در به تصویر کشیدن اعتراضات همو طنان ما در مناسبت های گوناگون داشته اید ، آن قدر ناشناخته نیستید که ندانیم با چه دید انسان گرانه ای به مردم و بخصوص محرومین ، می نگرید . اما برگردیم به دنباله کوتاه نوشته ای که از جامعه آلمان برایتان گفتم . اگر از کارمندان و کارکنان مؤسسات مختلف آلمان که قبل از فروپاشی شوروی ، مشغول کار بوده اند بپرسید ، وضعییت آن روزتان با امروز چه فرقی کرده است . یک نکته مهم را حتمأ به شما قبل از هر سخن دیگری خواهند گفت . امروز از ادامه کار مان دغدغه خاطر داریم . معلوم نیست فردا نگویند .. برو . در گذشته خیلی بیمار می شدیم و کسی جرأت نداشت اعتراض کند . امروز حتی اگر بیماری ساده ای داشته باشیم ، آن را نادیده می گیریم . شاید نزدیک 40 درصد کار کنان در یک مؤسسه به طور تمام وقت کار نمی کنند . بسیاری از مزایا دیگر وجود ندارد . اضافه کاری که سخت نباشد ، بی معنی است . سؤال اینست ، چرا ؟ از قدرت تولید کاسته نگردیده اما جویندگان کار ، آنقدر هستند که با یک اشاره ، تسلیم شرایط و مزد حد اقل شوند . اکثر کار خانه های آلمان شرقی با خاک یکسان شدند تا کار خانه های مدرن و پیشرفته ای جایگزین آنها شوند . وفتی بلغارستان و رومانی به بلوک غرب پیوستند ، البته در آن فرصتی که می بایست خود را و اقتصادشان را ارتقأ بخشند تا به پای دیگران برسند . سرمایه گذاران آلمانی به کمکشان شتافتند . آنها کار خانه ها را با قیمت های خوبی می خریدند و سپس آنها را منهدم می کردند . کشاورزی پیش رفته بلغارستان که در کشور های کمونیستی به دیگران نیز کمک می کرد . از بین رفت ، تعاونی ها برچیده شد . امروز از 9 میلیون از مردم این کشور نزدیک به هفت میلیون باقی مانده و آن دو میلیون همان کارگرانی هستند که شما در کشور های دیگر اروپایی شاهد زندگی آنان هستید …… به هر حال خسته نباشید و دریچه خوب آن چه از هر دری می نویسید باز و پر محتوی باقی بماند . با احترام دوباره .

    1. داریوش عزیز درود بر شما
      سپاسگزارم از اینکه نظرتون رو در اینجا با من و دیگر دوستان در میان گذاشتید. و خیلی خوشحال خواهم شد که همیشه از نظرات شما و دیگر دوستان بیاموزم.
      داریوش گرامی در اینکه مزایای اجتماعی در جامعه سوسیال دمکرات آلمان کم شده شکی نیست و در اینکه وضعیت اقتصادی و کاری کارگران هم نسبت به قبل از فرو پاشی دیوار سوسیالیسم بهتر نشده و بلکه بدتر شده هم تردیدی نیست البته من همان طور که در کمنت قبلی ام نوشته نه کارشناس هستم و نه متخصص فقط از نگاه خودم به عنوان یک روزنامه نگاری که مسائل را دنبال می کند نطر میدهم. به نظر من دلایل گوناگونی برای این معضل وجود داره که یکیش به طور حتم میتونه پیشرفت تکنولوژی باشه که باعث میشه از نیروی انسانی کمتر استفاده بشه. یکیش نیروی کار ارزان در جهان سوم یا در کشورهایی همانند چین و تابوان و غیره است. اما قصد من از این مطلب بیشتر نگاهی به فرهنگ ما جهان سومی ها و برخوردمان با این جامعه مدرن بوده و تصمیم نداشتم به شرایط اقتصادی این جوامع قبل از فروپاشی دیوار و بعد از آن بپردازم. و در توان من هم نیست.
      اما به نظر من نگاه کردن به خودمون و خودمون رو در آینه دیدن خیلی خوبه و همین که کسانی مثل من گاهی این آینه را مقابل خود بگذارند و خود را ببینند شاید بتونه کمکی باشه برای خود ما که برای توجیح معایب خود همش غرب را مقصر ندونیم و کمی هم به اعمال خودمون نگاه کنیم.
      در هر حال باز هم از لطف و توجه تون سپاسگزارم و امیدوارم که باز هم شما را اینجا ببینم.
      تندرست و شاد باشید

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden /  Ändern )

Google Foto

Du kommentierst mit Deinem Google-Konto. Abmelden /  Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden /  Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden /  Ändern )

Verbinde mit %s