رویاهای آبی: من دیشب خواب دیده ام…

رویاهای آبی…

عکسمن دیشب خواب دیده ام …
زمانی که از میهنم ایران خارج شدم تا سالیان بعد خواب های عجیب و ترسناک و کابوس های وحشتناکی می دیدم. خواب جنگ و بمباران و وحشت مردم و کشتار و اعدام و دستگیری نزدیکان و خانواده و فامیل و دوستان که با وحشت و ترس و گاهی با صدای گریه خودم از خواب می پریدم ….همیشه هم خواب های من در شهرم مسجدسلیمان یا همون „ام آی اس“ اتفاق می افتاد! حتی اگر همسر آلمانی ام به همراه فرزندم که هیچ ایران را ندیده بودند در خوابم بودند باز هم خواب من در „ام آی اس“ و یا کلا ایران بود و تقریبا هیچوقت خوابم در آلمان نبود! بعد از پایان جنگ و بخصوص بدنیا آمدن دخترم این نوع خواب ها و کابوس ها کم کم محو شدند و بعدها حتی سالیانی کلا به ندرت خواب میدیدم که همیشه هم تعجب می کردم که چرا من دیگه خواب نمی بینم! بعد از انتخابات سال 88 و نگرانی های دوباره ی من از اتفاقات در میهنم و شیرجه رفتن من در جریانات و حوادث ایران دوباره گاهی این نوع خواب ها به سراغ من می آید که اگر در شب های تنهایی ام باشد خیلی از نظر روحی آزار بیشتری می بینم. دیشب هم خوابی دیدم که گرچه ترسناک نبود ولی گویی کسی که در خوابم بود هم خودم بودم و هم نبودم ! ساعتی پیش به برخی صحنه هایی از خواب که در ذهنم بود فکر می کردم و تصمیم گرفتم که تعبیرم را از این خواب حداقل نسبت به خودم بنویسم و چون همیشه هر وقت در باره ی خواب فکر می کنم ناخودآگاه شعر فروغ را در سایه ی ذهنم مرور می کنم، در روند نوشتن به شکلی در آمد که در زیر می خوانید: نه نثر است و نه نظم:رویاهای آبی…
من دیشب خواب دیده اممن دیشب خواب دیده ام که
نمی خواهم مثل هیچکس باشم
من دیشب خواب دیده ام که
نمی خواهم مثل مادر ترزا باشم
من دیشب خواب دیده ام که
نمی خواهم مثل یلدا باشم
من دیشب خواب دیده ام که
نمی خواهم مثل میشائیلا باشم
من دیشب خواب دیده ام که
نمی خواهم مثل رعنا باشم

من دیشب خواب دیده ام که
نمی خواهم مثل مریم مقدس باشم
من دیشب خواب دیده ام که
نمی خواهم مثل مینا باشم
من دیشب خواب دیده ام که
نمی خواهم مثل یوته باشم

من دیشب خواب دیده ام که
نمی خواهم مثل فاطمه و زینب باشم
من دیشب خواب دیده ام که
نمی خواهم مثل سخنگوی وزارت امور خارجه باشم
من دیشب خواب دیده ام که
نمی خواهم مثل ملکه دایانا باشم

من دیشب خواب دیده ام که
نمی خواهم مثل فمنیست ها باشم
من دیشب خواب دیده ام که
نمی خواهم مثل خودم باشم

و من دیشب خواب دیده ام که
نمی خواهم مثل هر آن که باید باشم؛ باشم
……
اما کسی مرا نمی شناخت
خودم را با صدای بلند فریاد زدم
از خواب پریدم
و دیدم اختر هستم …

شنبه پاییزی ـ 19 اکتبر
کلن ـ اختر

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden /  Ändern )

Google Foto

Du kommentierst mit Deinem Google-Konto. Abmelden /  Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden /  Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden /  Ändern )

Verbinde mit %s