سوالات دریادار هوشنگ آریان پور خطاب به من و پاسخ از جانب دیگر هموطنان

سوالات دریادار آقای هوشنگ آریان پور خطاب من در باره ی دکتر بختیار و پاسخ برخی هموطنان به ایشان:

‌100 Salegi Bakhtiar

بعد از انتشار گزارش من در باره ی بزرگداشت صد سالگی زنده یاد دکتر شاپور بختیار یکی از دریاداران مطرح  ارتش شاهنشاهی ایران آقای هوشنگ آریان پور مطلبی برای من فرستادند و سوالاتی را در رابطه با دکتر بختیار طرح کردند. ضمن پوزش از ایشان برای تاخیر در پاسخ، قصد داشتم به زودی پاسخ ایشان را نه خصوصی بلکه به شکل یک مقاله منتشر کنم. ایشان همان مطلب را به همراه چندین عکس از خود در زمان خدمت در ارتش شاهنشاهی برای آقای سربی مدیر «مردم تی وی » فرستادند که در فیسبوک  مردم تی وی منتشر شد، البته من اطلاعی از این موضوع  نداشتم تا از دوستان مطلع شدم که  در فیسبوک مردم تی وی پاسخی از جانب برخی هموطنان برای آقای آریان پور نوشته شده است. من ضمن تشکر از آقایان کامران نیاکان و منوچهر کارگر بابت پاسخ سریع شان، از آنجاییکه دلایل عنوان شده در پاسخ این دو هموطن عزیز مورد تایید من هم هست در زیر پاسخ ها را به همراه مطلب آقای آریان پور برای طلاع شما دوستان علاقه مند و همچنین آقای آریان پور عزیز منتشر می کنم. پاسخ خودم به آقای آریان پور را به زودی به شکل مقاله  به مناسبت بیست و سومین سالگرد قتل ناجوانمردانه دکتر شاپور بختیار در یکی از وبسایت های خبری معتبر ایرانی منتشر خواهم کرد.

سپاس از توجه آقایان آریان پور، نیاکان و کارگر و همچنین دیگر دوستان

اختر قاسمی / تابستان ۲۰۱۴ / کلن

دوستانی که علاقه مند هستند گزارش کامل مرا از بزرگداشت صد سالگی تولد زنده یاد دکتر شاپور بختیار مطالعه کنند می توانند به روی لینک زیر کلیک کنند:

بزرگداشت صد سالگی دکتر شاپور بختیار در کلن

مطلب دریادار آقای هوشنگ آریان پور
بانوی گرامی اختر قاسمی
با تشکر از دریافت ایمیل مربوط به آقای دکتر شاپور بختیار
برای من سه مطلب خیلی مهم و اساسی است که میتواند برداشت مرا نسبت به آقای شاپور بختیارمنفی کرده باشد ، اولی: ایشان قبل از دریافت حکم نخست وزیری خود از محمد رضا شاه پهلوی، مانیفست جمهوریخواهی خود را بوسیله برخورداری از کمک چند نفر از دوستانش از جمله مهندس رضا حاجی مرزبان تهیه کرده بودند و من از طریق حاجی مرزبان یک نسخه از آن مانیفست را دریافت کرده بودم که چندی بعد در اختیار دکتر احمد مدنی قرار دادم. این مانیفست نشان دهنده این مطلب است که دکتر بختیار از مدتها قبل بفکر تغییر رژیم و تبدیل آن به جمهوری بوده است و بهترین راه رسیدن بهدفش را قبولی پست نخست وزیری قانونی از دست شاه و تکیه کردن به دولت قانونی خودش حتی پس از فرار از ایران و ادامه مبارزاتش در فرانسه بود.
دومین مطلب مربوط به دست بوسی او از صدام حسین تکریتی و در یافت مبالغ کلانی از او برای تامین هزینه مبارزه علیه رژیم اسلامی بود و با همین پولها بود که دکتر بختیار تا روزی که بدست دژخیمان رژیم اسلامی کشته نشده بود حقوقهای کلانی به وزرای سابقش در فرانسه پرداخت می کردند. آیا دریافت پول از دشمن قسم خورده ای چون صدام که با شروع جنگ خانمانسوز هشت ساله هزاران هزار جوان ایرانی را نابود و یا علیل و از کار افتاده نمود را نمی توان بگونه خیانت آقای شاپور بختیار نسبت به کشورش دانست!؟ ( دشمنی بارژیم اسلامی قابل درک است ولی نابودی کشور بهیچوجه نمی توند مورد قبول ایرانیان واقع گردد) سومین مطلب در ملاقاتی که درژانویه سال 1980 از طریق سرهنگ بایی احمدی مشاور نظامی آن شادروان، شخصاً با ایشان در پاریس داشتم، دکتر بختیار از من که همانروز عازم تهران بودم خواستند از دکتر مدنی که در آن زمان استاندار خوزستان بود بخواهم که چون قرار است در اینده نه چندان دور نیروهای وابسته به
ایشان ( منظورشان نیروهای نظامی عراق) از طریق عراق وارد خاک ایران شوند،دکتر مدنی ممانعتی برای پیشروی ما بدرون ایران ایجاد نکنند!؟
آیا بنظر سرکار این سه مطلب نمی تواند گویای خیلی از مطالب پنهان نگه داشته شده باشد؟ارادتمند
هوشنگ آریان پور

پاسخ آقای کامران نیاکان:
جناب سربی:
در مورد نوشته ای که از فرزانه گرامی، جناب آریان پور انتشار کرده اید، چندین نکته را میباید به خوانندگان شما یاد آور شوم.
تا آنجا یی که من – به عنوان کسی که سالها بختیار و افکار و عقایدش را دنبال کرده- میدانم، بختیار ، مانند مرادش دکتر مصدق، علیرغم آسیب هایی که در زمان سلطنت پهلوی به او وارد آمد، همواره “ سلطنت مشروطه را مناسبنرین فرم حکومت برای ایران میدانست. او در وهله اول، خواهان دموکراسی برای ایران بود که مطمءنا تحت هر دو فرم، حکومت مشروطه و یا یک جمهوری، میسر است. تا آخر عمر هم، به این ایده که :“ من شخصا سلطنت مشروطه را با توجه به شرایط تاریخی و جغرافیایی برای ایران مفید تر میدانم، اما تا بع قانون و رای اکثریت هستم و اگر در انتخاباتی، رای مردم، از طریق قانونی، مایل به تغییر فرم حکومت بود، به این رای تمکین کرده و آن را میپذیرم“ وفادار ماند.

اما خود او، هیچگاه هوادار جمهوری نبود، گرچه با آن دشمنی خاصی هم نداشت.

وجود چنین “ مانیفستی“ که در هیچگاه و هیچ کجا، توسط هیجکس – تا بحال- چه از سوی بختیار، یا دوستانش، و یا دشمنانش، اشاره ای بدان نشده، بسیار بعید به نظر میرسد. نسخه ای از آن اگر هست و قابل دسترسی، ممنون میشوم رجوع دهند.

به نکته های دیگر این نوشته، بعدا خواهم پرداخت.

با احترام
کامران نیاکان

پاسخ آقای منوچهر کارگر:

سخنان آقای کامران نیاکان کاملا مستند و مورد تائید میباشد . و آنچه را که که دریادار سابق امیرهوشنگ آریانپور بیان داشته بکلی مهمل و نادرست است . بطور خلاصه از ابتدا قرار نبود که بختیار نخست وزیر بشود آقای صالح وسیله بختیار کاندید بود که ایشان به دلیل خرابکاریهای سنجابی و شرکا نپذیرفت . سپس کاندید دیگر صدیقی بود که او هم قبول نخست وزیری را مشروط به ماندن شاه در ایران نمود و چون شاه قصد خروج داشت آنهم نپذیرفت سپس در جبهه ملی صحبت شد و به سنجابی پیشنهاد شد که اوهم پذیرش را به موافقت آیت الله خمینی موکول کرد و در راه سفر به کانادا برای شرکت در کنفرانس سوسیال دموکراسی به نوفل لوشاتو در فرانسه خدمت آیت الله خمینی رفت و چون شرط پذیرش ایشان نفی رژیم سلطنتی گذاشته شد . او نامه ای دیکته شده نوشت و رژیم مشروطه سلطنتی را غیر قانونی اعلام کرد . در اینجا بود که بنا به پیشنهاد افراد مختلفی از جمله خاله شهبانو – تیمسار مقدم « که خود نیر گرایشهای ملی داشت » و مشاورینی دیگر خود بختیار دعوت شد و اوهم بلافاصله برای نجات ایران پذیرفت . بنابراین هیچ برنامه ای از پیش مهیا شده برای تغییر رژیم از سلطنت به جمهوری وسیله بختیار نوشته نشده که آنرا بنظر ایشان هم رسانده باشند . و تا آنجا که من میدانم تمام گفته های آقای نیاکان صحیح و معتبر است . واگر این آقای دریادار آن مدرک بزرگ و مهم را داشت در زمانی که هر کور و کچلی بعنوان مشاوره به دربار میرفت چرا برخلاف سوگند نظامی موضوع را باطلاع شاه نرساند و اکنون آن مدرک را بنظر رسانه ها برساند . این ادعا کاملا بی اساس و مغرضانه است .بنظر میرسد این آقای دریادار در توطئه ای شرکت دارد . همیشه بختیار میگفت تعیین نوع حکومت حق ملت ایران است ولی من شخصا رژیم مشروطه سلطنتی را برای ایران بهترین میدانم ولی مطیع تصمیم مردم خواهم بود . اما هیچگاه بختیار دست صدام را نبوسیده است و کمک های صدام و عربستان سعودی و رشیدیان و شاهزاده اشرف پهلوی و دکتر برومند ماهانه نبوده . عراق در دو یا سه نوبت کل کمک خود را کرده بود آنهم با پذیرش غیر مشروط بودن . و بختیار همیشه میگفت « اگر شیطان هم به ما کمک بلا شرط کند ما می پذیریم ولی اگر هرگونه شرطی داشته باشند نمیپذیریم » و زمانیکه صدام شروطی را تعیین کرد و بختیار نپذیرفت و حمله به ایران را تجاوز اعلام کرد و از پذیرفتن شروط درمورد سه جزیره و حدود مرزی و… خود داری کرد بغداد از ادامه کمک خود داری کرد و بختیار از مانده کمکهای اولیه و یک کمک جدید در زمانیکه به امارات متحده همراه وزیرانش دعوت شده بود . نزدیک دوسال با محدود کردن هزینه ها مبارزه را ادامه داد و تقریبا دوسالی از آخرین کمک عراق میگذشت . بنابراین صدام تا آخرین روز باو کمک نکرد . از دوسال پیش کمکها همه قطع شد و رادیوی بغداد تعطیل شد و حتی هراس از به گروگان رفتن کارمندانی بود که در رادیو ایران در بغداد کار میکردند . برای اطلاعات بیشتر و کاملتر به دوجلد کتابهای « مرغ توفان : کارنامه دکتر شاپور بختیار – و دکتر شاپور بختیار و نهضت مقاومت ملی ایران . » نوشته اینجانب مراجعه کنید .

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden /  Ändern )

Google Foto

Du kommentierst mit Deinem Google-Konto. Abmelden /  Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden /  Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden /  Ändern )

Verbinde mit %s