غرب زدگی یا تمدن ستیزی؟

غرب زدگی یا تمدن ستیزی؟!

اوایل که آلمان آمده بودم (اگر نه مثل همه ایرانیان یا همه ی مردم جوامع عقب مانده) ولی مثل اغلب جهان سومی ها با یک نگاه بدبینی و ضد غرب که غرب عامل همه ی بدبختی های ماست، جامعه و مردم آلمان را نگاه می کردم. به اخبار رادیو و تلویزیون هیچ اعتمادی نداشتم چون در جامعه خودم یاد گرفته بودم که رادیو تلویزیون همیشه دروغ میگویند! هر صفت مثبت این جامعه مدرن را با دید منفی نگاه می کردم. البته اینها همه تحت تاثیرات تبلیغات سویی که در جامعه ما چه از طرف روشنفکران چپ ما و چه از طرف روشنفکران راست ما، مذهبی ها و غیره وجود داشت. چپ های کمونیست که همیشه فحاشی به جوامع مدرن و دمکراسی غرب می کردند و معتقد بودند که دمکراسی سرمایه داری یک دمکراسی دروغین و استثماری ست و در واقع به نوعی همه شون در جنگ سرد بین بلوک شرق و غرب به نفع شوروی دیکتاتوری شرق شرکت داشتند و اغلب هم مدینه فاضله شون شوروی بدبخت بود! آن بخش به اصطلاح روشنفکران مذهبی هم که در صدرشون آل احمد بود بود که با کتاب غرب زدگیش یک تنفر عجیبی در بین روشنفکران و جامعه بوجود آورد. من یادمه که شاید دوازده ساله بودم که در مباحث بین بزرگترها از این کتاب سحر آمیز می شنیدم و فکر می کنم فقط ۱۵ سال داشتم که کتاب غربزدگی را خواندم! آل احمد نگاهش به غرب مثل طاعون است! و کسی که نگاهش به تمدن غرب است را یک آدم التقاطی و نان به نرخ روز خور می داند! تصور کنید که با این نگاه های به اصطلاح روشنفکری جامعه از چپ و راست از جوانان آن زمان مثل من چه موجود خارق العاده ای به جامعه تحویل داده خواهد شد؟
اختر قاسمی
با گذشت زمان و اقامت خودم در بلوک شرق و برخی کشورهای سوسیالیستی آن زمان و بعد در غرب و بدست آوردن تجارب و دانش بیشتر و همچنین شناخت از جامعه آلمان و مردم آلمان متوجه شدم که مردم کشورهای جهان سوم اغلب برای توجیه عقب ماندگی خود به دنبال یک مقصرند! و هیچ مقصری بهتر از کشورهای پیشرفته نیست که بگویند آنها پیشرفت شان را از ما بدست آوردند تا خود را گول بزنند! مسلمانان که اساسا با تمدن مشکل دارند و واپسگرا هستند و طبیعی ست که بر علیه تمدن غرب باشند، غیر مسلمانان روشنفکر هم که عمدتا کمونیست بودند هم مثل مسلمانان در واقع به دنبال یک جامعه بی طبقه توحیدی که نمونه هایشان هم یا شوروی و یا چین بود! گرچه نمی خواهم که سیاست های استعماری برخی کشورهای غربی مثل انگلیس یا فرانسه و یا هلند را نادیده بگیرم اما به نظر من این استعمار نیست که باعث عقب ماندگی خاورمیانه یا افریقا شد بلکه فرهنگ و دین و مذهب و سنت خود مردم این کشورها هم تاثیر بسزایی داشته. از نگاه من استعمار اگر از نظر اقتصادی ضربه به اینگونه کشورها وارد کرد ولی در عرصه ای هم تمدن نوین خودش را به همراه داشته و تاثیری در رشد فرهنگ و اجتماع هم داشت. گرچه خیلی از دوستان ضد غرب همیشه اعتقاد دارند که غرب نمی ذاره ما پیشرفت کنیم اما من معتقدم که ما جهان سومی ها تا زمانی که اینگونه درگیر دین و مذهب و سنت هستیم و برای هر کاری استخاره می کنیم خود نمی خواهیم پیشرفت کنیم.
اختر / کلن / تابستان ۲۰۱۴

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden /  Ändern )

Google Foto

Du kommentierst mit Deinem Google-Konto. Abmelden /  Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden /  Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden /  Ändern )

Verbinde mit %s