کلمه ی « شراب» در کتاب های ایران ممنوع است حتی اگر در زشت شمردن آن باشد!

کلمه ی « شراب» در کتاب های ایران ممنوع است حتی اگر در رد و زشت شمردن آن باشد!

همه ی ما به نوعی در نابودی این سرزمین و فرهنگش سهیمیم!
امروز وقتی تیتر این خبر رو خوندم از ناراحتی و حرصی که از این وضعیت داشتم نمی تونستم متن کامل خبر را بخونم و فقط به این فکر می کردم که چطور این مسلمانان ضد فرهنگ و تمدن کمر به نابودی فرهنگ و هنر و جامعه بستند و گام به گام هر روز یک تصمیم می گیرند و ما هم نظاره گر و فکر می کنیم که ما با سکوت مون همدست با آنها در سرنوشت شومی که برای فرزندان و میهن مون رقم خورده نیستیم. به نظر من تک تک ما ایرانی ها باید محاکمه و مجازات شویم نه فقط مسئولین رژیم! همه ی ما به نوعی در نابودی این سرزمین و فرهنگش سهیمیم! یکی کمتر یکی بیشتر!

wine-2-1024x576
یاد خاطره ای افتادم. یادمه حدودای دو دهه پیش، هر بار که متوجه یکی از قوانین وحشتناک و نابرابر و عقب مانده ی جمهوری اسلامی می شدم شوکی بهم دست میداد که چطور ممکنه امروز در پایان قرن بیستم قوانینی همچون قوانین مجازات اسلامی در ایران وجود داشته باشه؟ (مثل دست و پا قطع کردن، چشم در آوردن، سنگسار، نابرابری حتی قتل زن و مرد ونابرابری دیه زن و مرد، … کلا قوانین وحشتناکی که همه تون بهتر از من میدونید)
برام عجیب بود که چگونه این قوانین تصویب میشدند و در جامعه هم هیچ عکس العملی نشان داده نمیشد! روزی از یک دوستی که زندان سیاسی زمان شاه بود و جز یکی از گروه های چپ بعد از انقلاب بود پرسیدم شماها کجا بودید وقتی این قوانین تصویب می شد ماها که در آن زمان هنوز سن و سالی برای تشخیص نداشتیم اما شما چی؟ پرسیدم کجا بودند این همه روشنفکران و تحصیل کردگان و میهن دوستان وقتی حتی قانون اساسی خود جمهوری اسلامی یکی یکی به اختیارات رهبری اضافه کرد و مجلس را از ملی به اسلامی تبدیل کرد و ولایت را مطلقه کرد و قوانین را یک به یک اسلامی تر و ضدبشری تر کرد؟ می پرسیدم چطور ممکنه در جامعه ما قوانین مجازات اسلامی را برای تصویب به مجلس بفرستند و راحت هم تصویب بشه و کسی در جامعه اعتراض نکنه؟
دوستم که همینطور به من زل زده بود سرش رو انداخت پایین و گفت ماها سرگرم درگیرهای با خودمون بودیم و اونا هم راحت هر چی خواستند انجام دادند!
گفتم خوبه که حداقل تو این صداقت را داری و میگی!

گرچه امروز که خودم می بینم چظور مدام قوانینی درجهت فشار بیشتر بر مردم و نابودی فرهنگ و هنر تصویب می کنند و هیچکس رو هم ککی نمی گزه متوجه شدم که سوالم از دوستم بیمورد بود! „frown“-Emoticon
مطمئنم که بخشی از جامعه ممکنه که اصلا به چنین اتفاقاتی توجه نکنند برخی هم بگند ای بابا جان انسان ها در خطره ما بیاییم به این چیزا اعتراض کنیم؟
کسی که میدونه ادبیات هویت فرهنگی اش است مطمئنم از چنین قوانینی همانند یک کشتار شوک میشه چون میدونه که ادبیات پهنه ای گسترده داره و گاهی حتی کلمات در مقابل ادبیات کم میاد و اگر کلماتی چون انگور و شراب که به نوعی « جان» ادبیات و شعر کلاسیک ما هستند را از ادبیاتمان بگیریم چه ضربه ای به آن وارد میشود …

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden /  Ändern )

Google Foto

Du kommentierst mit Deinem Google-Konto. Abmelden /  Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden /  Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden /  Ändern )

Verbinde mit %s