چپ شیعه ی ایرانی که مولایش علی ست!

مطلب زیر را در فیسبوکم به اشتراک گذاشتم که اینجا هم برای دوستان وبلاگی ام کپی می کنم:

یادم هست وقتی که نوجوان بودم در روزنامه های ایران همیشه تیترهایی میخوندم از سران حکومتی وقت، مثل خود پادشاه که از مخالفین مسلح حکومت به عنوان مارکسیست های اسلامی یا مارکسیست های تروریست و یا ارتجاع سیاه و سرخ یاد می کردند. اون زمان که من اواسط تین ایجری را می گذروندم و با توجه به شناختی که بزرگترها از انقلابیون کمونیست به من آموخته بودند، فکر می کردم تنها راه رهایی بشریت مارکسیسم هست و به نظرم می اومد که این ترکیب ها که در مطبوعات وقت نوشته میشد چقدر ناهمگون است و احمقانه به این واژه ها می خندیدم! چیزی طول نکشید که که به حماقت خودم خندیدم و متوجه درست بودن این ترکیب شدم و ائتلاف مارکسیست ها و مذهبیون که دست در دست هم با شعارهای مردم پسند برابری و عدالت و سفره رنگین برای همه و آزادی و …حکومت سکولار منطقه را که رو به رشد و قدرت بود، سرنگون کردند. باز هم چیزی طول نکشید که دیدیم چگونه ارتجاع سیاه مذهب همه را قلع و قمع کرد و قدرت را در دست گرفت.

S12 اما دردناک اینجاست که مذهبیونی که در خواب هم نمی دیدند به چنین قدرتی برسند و هنوز آنچنان متشکل نبودند و نمی توانستند به تنهایی اینگونه موفق شوند با کمک بخش قابل توجهی از کمونیست ها به دلیل ضدیت با دمکراسی غربی و ضدیت با امپریالیسم و برخی هم به دلیل سرسپردگی شون به شوروی و حافظ منافع آنها دست در دست ارتجاع و راهنمای آنها در سرکوب مردم شدند. و در واقع عملا همه در پشت شعارهای ارتجاعی و مخرب مرگ بر امریکا، مرگ بر اسرائیل و نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی قرار گرفتند.

S16

عملکرد هر دو جریان کمونیست و مذهب در روند رودیدادهای تاریخی و اجتماعی در زمان کوتاهی به من ثابت کرد که چقدر اون ترکیب هایی که در رژیم شاه به این «انقلابیون گیومه ای» گفته میشد درست بود و چقدر ما نادان و نابخرد بودیم. در واقع می بایست به عمق عقب ماندگی ذهنی و فکری خود بخندیم.
آنچه که این دردناکی را چند برابر می کند این است که هنوز هم شاهدیم چگونه نیروهای کمونیست و غیر دینی ما این بار با شعارهای دفاع از منافع ملی و به بهانه ی عدم بروز جنگ با ایران و یا دفاع از شعار انرژی هسته ای حق مسلم ماست و …. در کنار رژیم مخوف شیعه و ارتجاع سیاه قرار می گیرد و از آن دفاع می کنند.
عملکرد خیل عظیمی از روشنفکران غیر دینی و کمونیست های ایرانی نشان داده که آنها قبل از اینکه روشنفکر سکولار و خردگرا و ضد ارتجاع دین و مذهب باشند مسلمان اند و آن هم از جنس مسلمان شیعه! نمونه بارز آن را در محاکمه ی خسرو گلسرخی دیدیم که گفت من از مولایم علی آموختم! آن زمان یادمه که من نوجوان که محاکمه را از تلویزیون دنبال می کردم دچار تضادی شدم که چطور ممکنه یک کمونیست بگه مولایم علی؟!
اما عملکردها به ما نشان داد که این فرهنگ شیعه چه ریشه ی عمیقی در روشنفکران غیر دینی ما دارد.

S14
در همین رابطه مطلب خواندنی زیر از آقای ایجادی که دوست عزیزم کریم شامبیاتی به اشتراک گذاشته را به اشتراک میگذارم:

ایرانی شیعه یک واقعیت اجتماعی است ولی یک واقعیت مفلوک و بدون شخصیت است. کسی که برای دشمنان مانند علی و حسین دل می سوزاند و هتک شرافت خود توسط عرب را از یاد می برد، جز یک شخصیت مفلوک بیگانه از خود چیر دیگری نیست. شخصیتی که نه تاریخ خود را می داند و نه به ارزش های انسانی و والای جهان امروز بطور مشخص و پراتیک اعتنای جدی دارد، عقب مانده و آسیب دیده است. کسی که گروه های آیت الله های مرتجع را به سرور و راهنمای خود تبدیل می کند و حل مسائل خود را از این بیخردان می طلبد، بطور مسلم دانش خردگرا و شخصیت مستقل ندارد و تازیانه تاریخ را بطور مکرر بر بدن و روان خود احساس خواهد کرد. مردمان غرب از فلسفه ارسطوئی به دانش و دمکراسی می گرایند و مردم ایران و نخبگان آن در انتظار نشانه خر دجال و ظهور فرد موهوم مهدی می باشند و آستانبوس سلطه طلبی آخوند وقیح حوزه ها و ایدئولوگ نوین دروغپرداز شیعه می باشند. وقتی از آسیب دیدگی مردم می گوئیم، آسیب دیدگی عمیق نخبگان نیز مراد است، نخبگان سیاسی و روشنفکری ایران همدست روحانیت شدند تا پایه دین در اذهان تحکیم شود و خود به کرنش مودبانه در برابر قدرت آیت الله ها دست زنند.
جلال ایجادی/مذهب شیعه ریشه از خودبیگانگی ایرانیان

ترجمه ی کامل سخنرانی نتانیاهو در کنگره ی امریکا در باره ی ایران

ترجمه ی کامل صحبت های بنیامین نتانیاهو در کنگره امریکا ـ مارس ۲۰۱۵

ترجمه: از کیا کیارستمی و  تنظیم اختر قاسمی

صحبت های نتانیاهو در کنگره ی امریکا در بین ایرانیان داخل و خارج انعکاس وسیعی به دنبال داشت. گرچه نتانیاهو در رابطه با خطر اتمی شدن جمهوری اسلامی و نقش مخرب رژیم ولایت فقیه در منطقه کاملا درست و بجا گفت، اما متاسفانه صحبت های نتانیاهو از جانب بخش قابل توجهی از اپوزسیون ایران تحریف شد.  به همین جهت به همراه دوست عزیزم کیا این بخش در مورد ایران را از روی متن آلمانی برای دوستان علاقه مند ایرانی که امکان خواندن متن انگلیسی یا آلمانی آنرا ندارند ترجمه کردیم تا در دسترس علاقه مندن قرار بگیرد.

benjamin-netanjahu-2-540x304RTR4RWQI

دوستان من امروز به اینجا آمده ام، زیرا که بعنوان نخست وزیر اسرائیل عمیقا وظیفه ی خود میدانم در مورد یک مسئله بسیار مهم که حیات سرزمین من و آینده ملت ما را به خطر جدی دچار کرده است، سخن بگویم: دست یابی ایران به سلاح اتمی

ما یک ملت قدیمی هستیم. در تاریخ ۴۰۰۰ ساله مان بسیاری تلاش کردند قوم ما را نابود کنند. فردا شب ما عید پوریم را جشن می گیریم و از کتاب استر خواهیم خواند. ما داستان وزیر پارسیان هامان را که ۲۵۰۰ سال پیش قصد نابودی قوم ما را داشت، مرور خواهیم کرد. ملکه استر زن شجاع یهودی این نقشه را علنی کرد و توانست حق دفاع از خود خلق یهود بر علیه دشمنان را از پادشاه پارسیان بگیرد بدینگونه از نابودی ملت ما جلوگیری کرده و آنان را نجات دهدامروزه دوباره ملت ما با خطر نابودی از جانب یکی دیگر از این رهبران روبروست. رهبر انقلاب اسلامی ایران آیت اله خامنه ای نفرت قدیمی را دوباره آلت دست قرار داده است.

او قدیمی ترین نفرت از یهودیان را با مدرن ترین تکنیک غلغله می کند از طریق تویتر تهدیه به نابودی اسرائیل می کند. از طریق تویتر مانند پرندگان این آواز را میخواند. میدانید اینترنت در ایران مجانی نیست ؟ با اینحال ایشان به زبان انگلیسی دائم اسرائیل را به نابودی تهدید می کند.

برای کسانی که میاندیشند که ایران فقط اسراییل را تهدید به نابودی می کند و نه خلق یهود را،  نقل قول حسن نصراله رهبر حزب اله لبنان و رئیس تروریست های ایران را ذکر می کنم.:

«اگر تمام یهودیان دنیا در اسرائيل جمع شوند، دیگر زحمتمان کم می شود که تک تک آنان را در تمام دنیا شکار کنیم.» رژیم ایران اما تنها مشکلش یهودیان نیست همانگونه که رژیم ناسیونال سوسیالیست های آلمان هیلتری تنها مشکلش یهودیان نبودند. شش میلیون یهودی بوسیله نازی ها قتل عام شدند اما آنان تنها بخش کوچکی از ۶۰ میلیون قربانیان جنگ دوم جهانی بودند. همین گونه که رژیم ایران نیز خطر بزرگ نه فقط برای اسرائیل بلکه برای جامعه جهانی و صلح بین المللی می باشد. برای اینکه بفهمیم ایران چه خطری برای جامعه جهانی در صورت دستیابی به سلاح اتمی، خواهد بود باید عمیقا و تماما ماهیت این رژیم را بشناسیم. مردم ایران انسان هایی با قابلیت های بسیار فراوان هستند. آنان وارثین یکی از بزرگترین تمدن های بشریت جهان میباشند. اما این بزرگترین تمدن در سال ۱۹۷۹ توسط دینداران فناتیکی به غنمیت گرفته شد که به جایش سیاه ترین و جنایت بارترین دیکتاتوری را جایگزین کردند.

در همین سال این دینداران قانون اساسی خود را بعنوان قانون اساسی جدید تحمیل کردند. سپاه پاسداران فقط دستور دفاع از مرزهای ایران را نداشتند بلکه ایدئولوژی جهاد اسلامی را تبلیغ و ترویج کنند. بنیانگزار رژیم آیت اله خمینی به طرفدارانش دستور داد: انقلاب را به تمام جهان صادر کنید . من اکنون در واشنگتن هستم و اینجا تفاوت با ایران بسیار بزرگ است. قانون تاسیس امریکا قول زندگی، آزادی تلاش برای خوشبختی را به مردم میدهد. قانون جدید التاسیس فعلی ایران دستور مرگ، بربریت و تعقیب از طریق جهاد و در این میان هرگاه در خاورمیانه کشوری در عرصه ی انقراض قرار می گیرد، رژیم ایران است که به میان می پرد و نفرت خود را از تمدن بیرحمانه تبلیغ می کند.

چماق بدستان ایرانی در غزه، جیره خوارانش در لبنان، پاسدارانش در بلندی های جولان سه بازوی ترور به اسراییل پیچیده اند. با حمایت ایران، اسد مردم سوریه را سلاخی می کند. با حمایت ایران، حوثی ها در یمن به قدرت رسیده اند و تنگنای دریای سرخ که از نظر استراتژیک بسیار مهم است را به خطر افکنده اند. این نقطه استراتژیک به همراه تنگه ی هرمز در خلیج فارس دو نقطه یی هستند که ایران می تواند شاهرگ حیاتی نفت جهان را در دست بگیرد.

همین هفته پیش بود که ایران در تنگنه ی هرمز یک مانور نظامی نابودی ماکت ناو هواپیمابر امریکایی را آزمایش کرد. این در حالی اتفاق افتاد که از طرفی دیگر همزمان گفتگو راجع به مسئله اتمی مابین ایران و امریکا جریان داشت. در ۳۶ سال اخیر اما حملات ایران علیه امریکا بسیار واقعی تر از تمرین حمله علیه امریکا بوده اند.

ایران دهها امریکایی را در تهران به گروگان گرفت در بیروت صدها امریکایی را کشت. هزاران سرباز زن و مرد امریکایی را در افغانستان و عراق فجیعانه به قتل رساند. غیر از خاورمیانه ایران به امریکا و متحدانش توسط شبکه ترور جهانی خویش صدمات بسیاری وارد آورده است. سفارت اسرایيل و مرکز یهودییان در بوئنوس آیرس را ایران منفجر کرد. ایران به القاعده کمک کرد تا سفارتخانه های امریکا در افریقا را بمبگذاری کنند حتی میخواستند سفیر عربستان را بکشند، همینجا در واشگنتن! در حال حاضر در خاورمیانه ایران چهار پایتخت عربی را تحت استیلای خویش در آورده است، بغداد، دمشق، بیروت و صنعا ….

اگر به تجاوزگری رژیم ایران پاسخ در خور داده نشود جمهوری اسلامی مطمئنا شهر و پایتخت های دیگری را تصرف خواهد کرد. در زمانی که جامعه جهانی امیدوار به وارد شدن جمهوری اسلامی ایران به جمع خویش است رهبران ایران در پی نابودی و تصرف دولت ها و کشورهای متعدد دیگری می باشند. ما باید در کنار هم جلوی سیل تصرف یکی به یکی، تجاوز و ترور ایران را بگیریم.

دو سال پیش به ما گفتند که بهتر است که ما به ریيس جمهور جدید روحانی و وزیر امور خارجه اش ظریف شانس برای تغییر و مساعدت جو سیاسی در ایران قائل شویم. تغییر و مساعدت جو سیاسی دولت روحانی، همجنس گرایان را به دار می آویزد، مسیحیان و دیگران را تعقیب می کند، خبرنگاران را زندانی می کند و بیش از هر زمان دیگری زندانی و اسیر در زندان های خویش دارد.

سال پیش همین ظریف که دیپلماتهای غربی را شیفته کرده بود بر قبر عماد مغینه دسته گل گزارد. عماد مغینه یکی از عوامل و سرکردگان تروریسم بین المللی، همانکه در کنار بن لادن بیشتر از هر کسی خون امریکاییان به دستانش آغشته است.

می خواهیم ببینیم آیا کسی از او می پرسد که او در آن موقع به چه چیزی فکر می کرد؟ رژیم ایران مانند همیشه رادیکال بوده و هست. فریادهای مرگ بر امریکا و شیطان بزرگ همانند گذشته بلند و رسا هستند.

این امر نباید کسی را متعجب کند چرا که ایدئولوژی رژیم ایران ریشه در اسلام نظامی گرا دارد. این دقیقا همان چیزی ست که از این رژیم دشمنی دائمی با امریکا می سازد. اجازه ندهید که فریب تان بدهند. باصطلاح جنگ میان ایران و داعش باعث نمی شود که ایران دوست امریکا گردد.

ایران و داعش هر دو در صدد ربودن تاج و تخت اسلام هستندیکی خود را باصطلاح جمهوری اسلامی مینامد و دیگری نام دولت اسلامی را بر خود می نهد. هر دو اما میخواهند ابتدا در منطقه و سپس در سراسر جهان حکومت نظامی اسلامی برقرار کنند. تنها دعوای آنان بر سر این است که کدامشان زمام امور را در این امپراتوری در دست خواهد داشت.

در این بازی مرگبار تصرف «تاج و تخت» هیچ جایی برای امریکا و اسراییل نیست، جایی برای صلح برای مسیحیان، یهودیان و حتی مسلمانانی که قوانین قرون وسطایی اسلامی را در می کنند جای هیچ حقوققی برای زنان نیست، برای آزادی! آنچیز که در مورد جمهوری اسلامی ایران و داعش مهم است و باید گفت این است: دشمن دشمن تو دشمن توستتنها تفاوت مابین ایندو اینست که داعش به چاقوی قصابی مسلح است به سلاح های به غنیمت گرفته و به یوتیوب در حالیکه جمهوری اسلامی بزودی قادر به داشتن راکت های بین قاره ای و سلاح های اتمی خواهد بود.

ما باید همیشه به این بیاندیشیم و باز هم تکرار می کنم: بزرگترین خطری که در حال حاضر جهان را تهدید می کند، خطر همسری و همبستری با اسلام میلیتاریست و مسلح به بمب اتمی است!

بر داعش پیروز شدن به بهای مجهز شدن ایران به بمب اتمی معنایش اینست که این نبرد را بردیم اما در نهایت جنگ را باختیم. ما نباید چنین اجازه ایی را بدهیم.

خامنه ای کاملا روشن و واضح می گوید که برنامه ی ایران بکارگیری ۱۹۰ هزار سانتریفوز است نه ۶ هزار و یا مثل حال حاضر ۱۹ هزار بلکه ۱۰ برابر بیش از حال حاضر. با ۱۹۰ سانتریفوژ برای غنی کردن اورانیوم ایران میتواند بزرگترین زرادخانه ی اتمی را تولید کند و آنرا در کوتاه ترین زمان در حین تصمیم گیری در مورد قرار داد اتمی، عملی نماید!

چرا میخواهند با ایران چنین قراردادی را امضا کنند؟ آیا فکر می کنند که رژیم ایران شیوه خویش را رادیکال تغییر خواهد داد؟ این رژیم ۳۶ سال است که سرکار است و عطش سیر نشدنی آنها در به چالش کشاندن منطقه و جهان پایان ناپذیر است. این قرارداد این عطش را بیشتر از پیش خواهد کرد.

آیا واقعا کسی فکر می کند که رژیم اسلامی ایران کمتر دخالت و نظامی گری خواهد کرد اگر محدودیتهای اقتصادی برداشته شوند؟ علیرغم این محدودیت ها و بایکوت ها ایران ۴ کشور تقریبا تسخیر کرده است چگونه خواهد بود که این محدودیت ها و بایکوت ها برداشته شوند؟ آنگاه ایران چند کشور دیگر را خواهد بلعید؟

آیا واقعا کسی میاندیشد که با برداشتن تحریم ها جمهوری اسلامی کمتر تروریسم را تشویق می کند؟ آنهم زمانی که آنها روی کوهی از پول و ثروت تکیه زده اند؟ چرا باید رژیم حاکم ایران راه بهتر مسالمت را برگزیند وقتی که میتواند بهترین ها را از دو جهان داشته باشد، یکی به چالش کشیدن و تهاجم در خارج و دیگری آسایش و راحتی در داخل؟!

این سوالی ست که همه درمنطقه ما از خود میپرسند. همسایگان اسرائیل و همسایگان ایران میدانند که ایران عمیق تر و تهاجمی تر از تروریسم حمایت خواهد کرد در صورتیکه تحریمها برداشته شوند و راه تولید بمب اتمی هموار گردد.

بسیاری از این همسایگان معتقدند که این مسئله آنان را بر آن خواهد داشت که خود را بر سلاح اتمی مجهز کنند. اینگونه قرارداد اتمی ایران را بهتر نمی کند بلکه وضعیت خاورمیانه را بمراتب بدتر از پیش خواهد کرد. این قرارداد باعث خواهد شد که مسابقه تسلیحاتی اتمی در یکی از خطرناک ترین مناطق این کره خاکی رونق بگیرد. این قرار داد خداحافظی با تولید سلاح اتمی نیست بلکه بازکردن راه تولید آن و خداحافظی با کنترل تولید این سلاح های مرگ آور. خاورمیانه به زودی تبدیل به زرادخانه ی هسته ای و انبار باروت هسته ای خواهد شد و طوری خواهد شد که کوچکترین ناآرامی تبدیل به بزرگترین جنگ خواهد گردید!

اگر کسی میاندیشد که با امضای این قرار داد مشکلات حل خواهد شد باید گفت: اگر ما این راه را برویم ایرانی خطرناکتر از هر زمان، خاورمیانه ای پر از بمب اتمی و شمارش معکوس به سمت یک کابوس اتمی سرنوشت ما خواهد بود.

قبل از پایان دادن به تحریم ها و عقد هر قراردادی باید ایران به سه شرط عمل کند:

اول به تهاجم و تجاوز به همسایگان در منطقه پایان دهد.

دوم دست از حمایت از تروریسم بین المللی بردارد

سوم دست از تحریکات و تهدید از نابودی اسراییل بردارد.

اگر بازار جهانی حاضر نیست که برای عقد قرار داد با ایران برروی تغییر رفتار بین المللی ایران پافشاری کند حداقل باید از ایران بخواهد که برای برداشتن تحریم ها تغییر رفتار بدهد. اگر چنین اتفاقی نیفتد نباید تحریم ها برداشته شوند. اگر ایران میخواهد که مانند یک کشور عادی در جامعه جهانی مورد قبول واقع گردد باید که مثل یک عضو عادی این جامعه عمل نماید!

دوستان من!

ساده نیست ایستادن در مقابل ایران. ساده نیست در مقابل تاریکترین و جنایتکارترین رژیم ایستادن و مقابله کردن! اما امروز در میان ما یکی از برندگان جایزه نوبل و یکی از بازماندگان هولوکوست نشسته است الی ویزل : زندگی تو و کارت سرمشق است و این جلمه را معنای بیشتری می بخشد:

« دوباره هیچگاه» .

گفتگوی اختر قاسمی با میترا پورشجری در باره ی وضعیت پدرش در زندان

حداقل کاری که می توان به عنوان کمک به زندانیان سیاسی، زندانیانی که صدایشان به گوش کسی نمی رسد، کرد این است که صدای آنها باشیم و خبر رسانی کنیم:

گفتگو با میترا پور شجری دختر محمدرضا پورشجری ( سیامک مهر) که بعد از تحمل چهار سال آزاد شد و هم اکنون نزدیک به ۶ ماه دوباره دستگیر شده و  در زندان در شرایط بد و اعتصاب است که خطر جانی او را تهدید می کند. با تنها فرزندش میترا گفتگویی داشتم که در این لینک می توانید گوش بدهید:

گفتگو با میترا پورشجری در باره ی سیامک پور شجری

تظاهرات در حمایت از شنگال و کوبانی و علیه گروه تروریست اسلامی داعش، کلن

تظاهرات علیه دولت اسلامی داعش در کلن

IMG_3982

بیش از صد نفر در این تظاهرات که به دعوت برخی ایرانیان فعال سیاسی ـ حقوق بشر صورت گرفته بود، شرکت کردند. برخی شرکت کنندگان در این تظاهرات سخنانی ایراد کردند و از جامعه جهانی تقاضا کردند تا در مقابل دولت تروریست اسلامی داعش مقابله کنند و به مردم سوریه و عراق کمک کنند. مینا احدی و جمیله میراکی و صالح سرداری از جمله سخنرانان این تظاهرات بودند.

برای دیدن عکس ها به شکل بزرگ بر روی عکس دلخواه کلیک کنید و با فلش ادامه دهید:

یک داعشی ساکن سوئد: به سوئد آمده ایم تا همه تان را بکشیم!

گفتگوی یک داعشی ساکن سوئد که جامعه سوئد را به لرزه انداخت!
هشدار بابت عکس های وحشتناک و انزجار آور!
یک داعشی ساکن سوئد در گفتگویی با یک تلویزیون عربی، جامعه سوئد و اروپا را تهدید به جنگ و اسلام گرایی کرد که باعث ترس و وحشت مردم سوئد شده است.
به نقل از وبسایت استکهلمیان یک فرد داعشی ساکن سوئد در تماسی تلفنی با یک تلویزیون عربی به مجری می گوید ما با همه حتی در سوئد و اروپا می جنگیم تا مسلمان شوند و اگر نه می کشیم! به گفته ی وبسایت استکهلمیان این ویدئو کلیپ که ترجمه ی آن را در زیر از این وبسایت می بینید جامعه و پلیس امنیتی سوئد را دچار شوک کرده ست. بطوریکه بعد از انتشار این کلیپ در سوئد حزب ملی گرای دمکراتهای سوئد که گفته بود اگر در انتخابات پیش رو برنده شود تکلیف مسلمانان را در این جامعه روشن خواهد کرد، به شکل چشمگیری آرایش افزایش یافته است!

ترجمه ی گفتگو در لینک زیر وبسایت استکهلمیان:
شیخ احمد و «داعش» در سوئد

توضیح اینکه در سوئد مسلمانان پناهنده زیادی زندگی می کنند و در شهر استکهلم محله ای وجود دارد که عمدتا خارجی ها یا بهتر بگویم مسلمانان افریقایی هستند و بافت و شکل محله هیچگونه شباهتی به جامعه مدرن سوئد ندارد. (نه از نظر ساختمان ها بلکه نوع رفتار مردم با محل سکونت) سال گذشته چندی بعد از تظاهرات ها و آتش سوزی های مسلمانان در استکهلم به این محله رفتم. راستش از دیدن نوع و شیوه ی زندگی مردم ساکن محل واقعا شوک شدم و احساس کردم در یک کشور جهان سومی و عقب مانده ی افریقایی هستم. وقتی که خواستم از ساختمانی که مرکز فرهنگی محله بوده عکس بگیرم یک زن افریقایی که روسری به شکل زن های عرب بر سر داشت با برخوردی بسیار زشت و تند بطوری به سمت من آمد و با لحن تند و بد گفت اجازه نداری اینجا عکس بگیری که احساس می کردم اگر مقاومت می کردم و عکس می گرفتم حتما دوربینم را به زمین می زد! در حالیکه عکس گرفتن در خیابان های کشورهای اروپایی اصلا ممنوع نیست!

آنانی که قلب شان برای انسانیت می طپد، به مصلحت و تقسیم بندی های دینی و دولتی نمی اندیشند…

آنانی که قلب شان برای انسانیت می طپد، به مصلحت و تقسیم بندی های دینی و دولتی نمی اندیشند…
هیچ نیروی انسان دوست و صلح دوستی نیست که خواهان جنگ باشد و از کشته شدن انسان های بی دفاع بخصوص کودکان و زنان قلبش به درد نیاید. جنگ امروز حماس و اسراییل جنگی ست که کورفکران و کوته فکران مسلمان آن را دامن میزنند و باید تلاش کرد تا هر چه زودتر پایان یابد چون زیانش را فقط مردم بیچاره دو کشور بخصوص فلسطین می بینند. گروه تروریست اسلامی حماس که با کارنامه ی خود ثابت کرده مسئله اش مردم فلسطین نیست با ادامه آگاهانه جنگ و استفاده از مراکز خدمات مردمی همچون مدرسه و بیمارستان به عنوان جبهه جنگ برای سوار شدن بر روی اجساد کودکان و زنان بیگناه فلسطینی میخواهد برای خود جایگاهی کسب کند و با پرتاب صدها موشک به سمت مناطق مسکونی مردم اسراییل (که به دلیل قدرت نظامی اسراییل عمدتا در هوا خنثی می شوند) جناح رادیکال و جنگ طلب اسراییل را تقویت کرده که با بمباران پایگاه های حملاتی حماس که مردم در آن سکونت دارند کودکان و زنان را قربانی بگیرد. این گروه با سواستفاده از تصاویر جنگ، به کمک شیعیان چپ و راست ایرانی و غیر ایرانی آنتی سیمتیست و ضد یهود موفق شدند که جوی را بوجود بیاورند که هیچکس جرئت نکند در افشای حماس حرفی بزند چون او را به دفاع از کشتار فلسطینان محکوم می کنند. جای بسی تاسف است که فضا را آنچنان آلوده کردند که یک بار دیگر ترس تکرار تاریخ فاشیست مردم اروپا را فرا گرفته و بر برخی در و دیوارها شعارهای ضد یهود دیده شده که حتی نئونازی های فاشیست چنین شهامتی را تا به حال نداشتند!
0,,17783061_303,00

از سال ۱۹۴۸ جامعه جهانی و سازمان ملل متحد با ایجاد دو کشور فلسطین و اسراییل موافقت کرد اما جنگ طلبان مسلمان دنیای عرب (که از سال ۱۹۷۹ جمهوری اسلامی هم اضافه شد) ضد اسراییل و ضد یهود مانع از این شدند و می شوند و دیدیم که چگونه انور سادات اولین ریئس جمهور یک کشور عرب مسلمان که اسراییل را به رسمیت پذیرفت و با او دست دوستی و صلح داد توسط اسلامگرایان افراطی ضد یهود ترور شد.
IMG154319341
تاسف آوره که نیروهای مبارز اپوزسیون با اتخاذ سیاست های یک جانبه علیه اسراییل به آتش بیار معرکه تبدیل شدند ( بهتر است به آنها لقب لابی های رژیم جمهوری اسلامی داد) و حامی اصل سیاست جنگ در منطقه و حامی اصلی گروه های تروریستی همچون حماس و حزب الله و جمهوری اسلامی شدند که مانع از صلح و دوستی بین دو کشور اسراییل و فلسطین می شوند. این دوستان مبارز اپوزسیون به جنگی که هم اکنون در سوریه و عراق جاریست و رژیم اسد با کمک جمهوری اسلامی به همراه عقب مانده ترین گروه های وحشی اسلامگرا به کشتار مردم بی گناه در منطقه مشغولند اشاره ای نمی کنند! چرا اشاره به صلیب کشیدن مسیحیان و آشوریان در عراق و سوریه و مجبور کردن آنها به ترک سرزمین ابا و اجدادی شان و یا گرویدن به اسلام نمی کنند؟ اگر ما از انسانیت دفاع می کنیم و علیه جنگ و جنایت هستیم مگر اتفاقات در عراق و سوریه جنایت نیست؟ اگر مسئله این دوستان انسانی ست چرا همان طور که بیانیه های مختلف علیه اسراییل صادر کردند علیه رژیم اسد و جمهوری اسلامی حامی او صادر نمی کنند که صدها هزار تن را تا به حال به کشتن دادن است؟ چرا تصاویر بیش از ۲۰ هزار کودک و زن سوری را هر روز منتشر نمی کنند؟ کودکان سوری با کودکان فلسطینی فرق دارند و کشتن کودکان سوری جایز است؟ چرا علیه دولت اسلامی داعش که حتی بشر نامتمدن و وحشی ما قبل تاریخ هم حتی از بیان کارهای آنان شرمسار می شود، بیانیه صادر نمی کنند که با گردن زدن و دست و پا قطع کردن و مجبور کردن زنان مسیحی به جهاد نکاح و تاراج کردن اموال حتی حلقه ی ازدواج، نابودی اماکن و آواره کردن هر آنکه با آنها نیست، خطر بزرگی برای منطقه و جهان شدند؟ آیا اینگونه یک سویه برخورد کردن و محکوم کردن جنگ و جنایت در گوشه ای از جهان و ندیدن جنایات در گوشه ای دیگر جهان که در همسایگی و خطر بالقوه برای جامعه و تمامیت ارضی ماست نشان از آنتی اسراییل و آنتی یهود بودن این دوستان ندارد؟ آیا وجدان بیدار را متوجه نمی کند که مسئله این دوستان انسانیت نیست چرا که در گوشه ای دیگر از جهان در همسایگی ما و در کشور خود ما انسانیت چندین سال است که هر روز له و نابود می شود و این دوستان نه تنها بیانیه صادر نمی کنند بلکه اغلب رهنمود هم برای بقای هر دو رژیم جانی خامنه ای و اسد در تریبون های مختلفی که دارند، می دهند!
a18362182515164102a
عکس ها از اینترنت
فرار کودکان از غزه، مجبور کردن زنان در موصل به جهاد نکاح توسط داعش و قتل عام مردم توسط داعش در عراق!

پیوندها و روابط فامیلی سران و مقامات جمهوری اسلامی

پیوندها و روابط فامیلی سران و مقامات جمهوری اسلامی

این مطلب را که در باره ی روابط فامیلی و وصلت های سران و مقامات جمهوری اسلامیست از یک وبلاگ کپی کردم که همین جا از این وبلاگ نویس تشکر می کنم و با اجازه شون اینجا ازش استفاده می کنم فقط اسم وبلاگ را نمی نویسم چون در ایراناست و شاید نخواد که ما خارج از کشوری ها اسمش را بگیم. در هر حال گرچه روابط همه ی سران و دست اندرکاران رژیم جمهوری اسلامی در این متن نیست ولی خب خیلی ها هستند که خوبه بدونیم و ببینیم که اینا به شاه ایراد می گرفتند که او خانواده اش را در حکومت داشت در حالیکه یه نگاه کوچیک به روابط و وصلت های آقایان در جمهوری
اسلامی متوجه می شیم که چطور قدرت را بین برادر و پدر و پدر زن و با جناقان و دامادها و پدر عروس ها و دامادها و ….تقسیم کردند! …. اختر

بسیاری از ائتلاف ها، یارگیری های موجود، جبهه گیری ها و جناح بندی های سیاسی رایج از جمله در انتخابات مختلف، احزاب، گروههای سیاسی و فراکسیون های مجلس شورای اسلامی، مبتنی بر روابط و مناسبات دوستانه و خویشاوندی است. لاجرم آشنائی با نسبت ها و ارتباطات خانوادگی فعالان سیاسی و صاحبان قدرت، تا حدودی می تواند در تحلیل روابط و مناسبات حاکم بر کشور، انگیزه ها، دلبستگی ها و دسته بندی های سیاسی، تشخیص مبنای منازعات و اختلافات خانوادگی و همچنین شناخت و ارزیابی های ما نسبت به مواضع حال و گذشته بعضی از اشخاص و جریانات سیاسی و حاشیه های امنیت آنان مفید و موثر واقع شود، از اینرو پست حاضر به معرفی بخشی از روابط سببی و نسبی بعضی از مسئولین کشوری و لشکری و فعالان سیاسی اختصاص یافته است: …

-خانم خدیجه ثقفی، دختر میرزا محمد ثقفی، همسر آیت الله خمینی

-احمد خمینی، مصطفی خمینی، زهرا مصطفوی، صدیقه مصطفوی و فریده مصطفوی، فرزندان آیت الله خمینی

-مرحوم آیت الله مصطفی خمینی بزرگترین فرزند آیت الله خمینی، همسر معصومه حائری ]دختر آشیخ مرتضی حائری و نوه آیت الله عبدالکریم حائری(موسس حوزه علمیه قم)[

-حسین و مریم خمینی فرزندان آیت الله مصطفی خمینی

-مهدی، محمد و علی فرزندان سید حسین خمینی و نوه های مرحوم آیت الله مصطفی خمینی(پسر ارشد آیت الله خمینی)

-سید احمد خمینی، فرزند آیت الله خمینی، همسر خانم فاطمه طباطبایی و داماد آیت الله سلطانی طباطبایی

-فاطمه سلطانی طباطبائی، دختر آیت‌اللـه سلطانی طباطبایی (از علمای قم)، همسر سید احمد خمینی، خواهر سید صادق طباطبائی و خواهر زاده امام موسی صدر و آیت الله سید محمد باقر صدر و دختر خاله خانم زهره صادقی(همسر سید محمد خاتمی، رئیس جمهوری سابق ایران)

-حسن، یاسر و علی*فرزندان سید احمد خمینی و نوه های آیت الله خمینی

– حجت الاسلام سیدحسن خمینی، پسر ارشد مرحوم سید احمد خمینی نوه ارشد آیت الله خمینی، همسر خانم ندا موسوی بجنوردی و داماد آیت‌الله سید محمد موسوی بجنوردی، عضو سابق شورای عالی قضائی، عضو دفتر استفتائات آیت الله خمینی و عضو مجمع روحانیون مبارز)

سیدیاسر خمینی برادر سید حسن، همسر خانم حورا صدر و داماد سیدمحمد صدر(معاون اسبق وزارت خارجه خاتمی)

-سیدعلی خمینی، کوچکترین پسر سیداحمد خمینی و نوه پسری آیت الله خمینی، داماد آیت الله شهرستانی(داماد و نماینده آیت الله سیستانی در قم) و شوهر نوه آیت‌الله سیدعلی سیستانی

-نرگس، فرشته و احمد فرزندان سید حسن خمینی و نوه های پسری سید احمد خمینی

-زهرا مصطفوی(دبیرکل جمعیت زنان انقلاب اسلامی)، دختر ارشد آیت الله خمینی، همسر محمود بروجردی(معاون آموزش و پرورش در دولت موسوی و سفیر ایران در فنلاند در دوره خاتمی)

-مسیح و لیلی بروجردی فرزندان خانم زهرا مصطفوی و محمود بروجردی و نوه های دختری آیت الله خمینی

-خانم صدیقه مصطفوی، فرزند آیت الله خمینی و همسر مرحوم آیت الله شهاب الدین اشراقی

-زهرا، عاطفه، نفیسه، نعیمه، محمد تقی، علی و مرتضی اشراقی فرزندان خانم صدیقه مصطفوی و آیت الله شهاب الدین اشراقی و از نوه های دختری آیت الله خمینی

-خانم زهرا اشراقی، نوه آیت الله خمینی و دختر خانم صدیقه مصطفوی و مرحوم آیت‌الله شهاب‌الدین اشراقی(داماد آیت الله خمینی)، همسر محمد رضا خاتمی(دبیر سابق حزب مشارکت و برادر سید محمد خاتمی رئیس جمهور سابق)

-خانم نفیسه اشراقی، دختر خانم صدیقه مصطفوی(دختر آیت الله خمینی) و عروس محمد صادق روحانی و نوه دختری آیت الله خمینی

-نعیمه اشراقی، دختر مرحوم آیت‌الله شهاب‌الدین اشراقی و خانم صدیقه مصطفوی(دختر آیت الله خمینی) و عروس آیت الله جلال الدین طاهری(امام جمعه مستعفی اصفهان)

-مرتضی اشراقی، نوه آیت الله خمینی و دختر خانم صدیقه مصطفوی و مرحوم آیت‌الله شهاب‌الدین اشراقی، همسر نوه دختری آیت الله محقق داماد و برادر زن محمد رضا خاتمی

-خانم فریده مصطفوی،دختر آیت الله خمینی و همسر محمد حسن اعرابی(بازاری)

-لیلی بروجردی(رئیس کمیته بانوان و جوانان دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام ،وکیل دادگستری، مشاور انتخاباتی و کاندیدای وزارت خارجه محسن رضائی در انتخابات دهم ریاست جمهوری)، دختر زهرا مصطفوی، نوه دختری آیت الله خمینی، همسر عبدالحسین سلطانی طباطبایی(فوق تخصص بیماریهای قلب و عروق و استادیار دانشگاه تهران و برادر زن سید احمد خمینی)، مادر زن پسر محسن رضائی (فرمانده اسبق سپاه و دبیر کنونی مجمع تشخیص مصلحت نظام و کاندیدای ریاست جمهوری در انتخابات دهم)

-هدی و ضحی طباطبائی، فرزندان خانم لیلی بروجردی و عبدالحسین طباطبائی و نوه های دختری زهرا مصطفوی(دختر آیت الله خمینی)

–هدی طباطبائی، دختر لیلی بروجردی و عبدالحسین طباطبائی، نوه دختری زهرا مصطفوی، عروس محسن رضائی(فرمانده پیشین سپاه و دبیر کنونی مجمع تشخیص مصلحت نظام) و برادر زاده سید صادق طباطبائی(سخنگوی دولت موقت و حامی محسن رضائی در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری)

-مسیح بروجردی، پسر محمود بروجردی و خانم زهرا مصطفوی(دختر آیت الله خمینی)، داماد محمد میرمحمدی(از اعضای بیت رهبری، نماینده قم در مجالس ششم و هفتم و دبیر کل حزب تمدن اسلامی)

-سید صادق طباطبائی(معاون سیاسی اسبق وزارت کشور در دولت مهدی بازرگان، معاون سیاسی نخست وزیر و سنخگوی دولت موقت و سرپرست نخست وزیری، مشاور محسن رضائی در انتخابات دهم ریاست جمهوری)، فرزند مرحوم آیت الله حاج سید محمد باقر سلطانی طباطبائی ، نوه پسری مرحوم آیت الله حاج سید صدرالدین صدر، خواهر زاده امام موسی صدر ،برادر خانم فاطمه طباطبایی(همسر سید احمد خمینی)، همسر خانم فاطمه صدر ،برادر مرتضی طباطبائی و عموی خانم هدی طباطبائی(عروس محسن رضائی) و همچنین دائی سید حسن و سید یاسر خمینی و پسر خاله زهره صادقی (همسر سید محمد خاتمی رییس جمهور سابق ایران)

-سید مرتضی طباطبائی(شهردار اسبق تهران قبل از کرباسچی)، برادر سید صادق طباطبائی، همسر فرشته اعرابی(دختر فریده خمینی و نوه دختری آیت الله خمینی)، خواهر زاده امام موسی صدر و عموی هدی طباطبائی و برادر زن سید احمد خمینی

-فاطمه طباطبائی(همسر مرحوم سید احمد خمینی) خواهر صادق طباطبائی،خواهرزاده‌ی امام موسی صدر و دختر خاله خانم زهره صادقی (همسر سید محمد خاتمی)

-خانم فرشته اعرابی، تنها فرزند محمد حسن اعرابی و خانم فریده مصطفوی(دختر آیت الله خمینی)، نوه دختری آیت الله خمینی، همسر سید مرتضی سلطانی طباطبائی(شهردار اسبق تهران قبل از کرباسچی) و دخترخاله خانم لیلی بروجردی(دختر زهرا مصطفوی)

-زهره صادقی همسر سیدمحمدخاتمی خواهرزاده‌ی امام موسی صدر، دخترخاله فاطمه طباطبائی(همسر سید احمد حمینی) و همچنین دختر خاله سید صادق طباطبائی

-سیدمحمد صدر(از طیف موسوم به اصلاح طلب، معاون وزارت کشور موسوی و معاون وزارت خارجه خاتمی) پسرخاله خانم زهره صادقی(همسر سید محمد خاتمی)و همچنین پسر خاله خانم فاطمه طباطبایی(همسر مرحوم سید احمد خمینی)

-علیرضا و خانم فاطمه خاتمی، فرزندان خانم زهرا اشراقی و محمد رضا خاتمی

-خانم فاطمه خاتمی دختر محمد رضا خاتمی و خانم زهرا اشراقی، عروس سید صادق خرازی(برادر زاده کمال خرازی و سفیر سابق ایران در فرانسه) و برادر زاده محمد خاتمی(رئیس جمهور سابق)

-سیدمحمد خاتمی(از طیف موسوم به اصلاح طلب، نماینده اسبق اردکان در مجلس، وزیر فرهنگ و ارشاد میرحسین موسوی و رفسنجانی، رئیس جمهور سابق و عضو مجمع روحانیون مبارز) فرزند روح‌الله خاتمی، دائی عروس محمد هاشمیان، برادر زن محمد صدوقی، برادر محمد رضا خاتمی، دائی زن خواهر زاده هاشمی رفسنجانی و همسر خانم زهره صادقی

-سیدمحمد رضا خاتمی(از طیف موسوم به اصلاح طلب، معاون اسبق وزارت بهداشت در زمان ریاست جمهوری خاتمی، نایب رییس مجلس ششم و دبیرکل جبهه‌ی مشارکت) برادر سیدمحمد خاتمی رییس جمهور سابق و پدر زن پسر سید صادق خرازی

-سیدصادق خرازی(از طیف موسوم به اصلاح طلب، سخنگوی ستاد انتخاباتی خاتمی، معاون اسبق وزارت خارجه و سفیر اسبق ایران در فرانسه در زمان ریاست جمهوری خاتمی)، فرزند سید محسن خرازی ،برادر سید محمد باقر خرازی، برادر زاده سید کمال خرازی، پدر داماد محمدرضا خاتمی و برادر زن حجت الاسلاممسعود خامنه ای فرزند مقام رهبری و همچنین پدر همسر نوه آیت الله خمینی و برادرزاده سیدمحمد خاتمی

– حجت الاسلام سیدمحمد باقر خرازی (از طیف موسوم به اصولگرا، دبیرکل حزب الله ایران و مدیر مسئول روزنامه حزب الله) برادر سید صادق خرازی و برادر همسر مسعود خامنه ای فرزند مقام رهبری

-آیت الله سیدمحسن خرازی(از طیف موسوم به اصولگرا و عضو خبرگان رهبری)پدر سید صادق خرازی، برادر سید کمال خرازی و پدر زن سید مسعود خامنه ای فرزند مقام رهبری

-محمدرضا تابش(از طیف موسوم به اصلاح طلب، نماینده اردکان و عضو فراکسیون اقلیت مجلس)، برادر علیرضا تابش(رئیس اسبق دفتر وزیر ارشاد خاتمی) و خواهرزاده ی سید محمد خاتمی(رئیس جمهور سابق)

-سیدکمال خرازی(از طیف موسوم به اصلاح طلب، وزیر خارجه خاتمی و رئیس کنونی شورای راهبردی روابط خارجی منصوب رهبری) عموی عروس مقام رهبری، برادر سید محسن خرازی(از طیف موسوم به اصولگرا و عضو خبرگان رهبری)، عموی سید محمد باقر خرازی(دبیرکل حزب الله ایران)

– حجت الاسلام سیدمسعود خامنه‌ای فرزند مقام رهبری، داماد آیت الله سید محمدباقرخرازی(از طیف موسوم به اصولگرا، دبیرکل حزب الله ایران، از مدرسین حوزه علمیه قم و شوهر خواهر سیدصادق خرازی معاون وزیر امور خارجه دولت خاتمی)

– حجت الاسلام سید مصطفی خامنه‌ای، فرزند مقام رهبری، داماد عزیز خوشوقت از طیف موسوم به اصولگرا

-محمدحسین خوشوقت(مدیرکل رسانه ها و مطبوعات خارجی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خاتمی و مدیر مسئول کنونی سایت فرارو)، فرزند عزیز خوشوقت و برادر زن مصطفی خامنه ای(فرزند مقام رهبری)

– حجت الاسلام محمدی گلپایگانی(رئیس دفتر مقام رهبری)، پدر شوهر خانم بشری خامنه ای دختر مقام رهبری

– حجت الاسلام شیخ علی تهرانی همسر خانم سید بدریه خامنه ای(خواهر مقام رهبری)

-مهدی احمدی(عضو سابق شورای مرکزی طیف شیراز تحکیم و از طیف موسوم به اصلاح طلب)، داماد محسن رضائی

-سید حسن خامنه ای (رییس بازرسی وزارت نفت در دوران هاشمی، خاتمی و احمدی نژاد)، برادر مقام رهبری و هادی خامنه ای(نماینده مجلس ششم، از طیف موسوم به اصلاح طلب و صاحب امتیاز روزنامه حیات نو)

-حسن خجسته باقرزاده برادر زن مقام رهبری معاون سابق سازمان صدا و سیما در امور صدا، نایب رئیس اتحادیه رادیو تلویزیون‌های آسیا و اقیانوسیه (ABU) در سال 2007 و معاون نظارت و برنامه ریزی صدا و سیما

-غلامعلی حدادعادل(از طیف موسوم به اصولگرا، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی، رییس مجلس هفتم، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس هشتم و مشاور مقام رهبری) پدر زن مجتبی خامنه ایفرزند مقام رهبری

– حجت الاسلام هادی خامنه‌ای از طیف موسوم به اصلاح طلب عضو مجمع روحانیون مبارز برادر مقام رهبری

– مریم خاتمی خواهر سید محمد خاتمی و همسر محمد علی صدوقی امام جمعه و نماینده مقام رهبری در استان یزد

– حجت الاسلام محمدعلی صدوقی(نماینده‌ی ولی فقیه و امام جمعه‌ یزد و معاون حقوقی و پارلمانی رئیس جمهور در دوره محمد خاتمی)، فرزند شهید آیت الله صدوقی، شوهر بی بی مریم خاتمی (خواهر محمد خاتمی رئیس جمهور سابق ایران) و پدر زن محمد هاشمیان(خواهر زاده رفسنجانی)

– حجت الاسلام حسین هاشمیان امام جمعه سابق رفسنجان، پسر عمو و شوهر خواهر اکبر هاشمی رفسنجانی و پدر داماد حجت الاسلام محمد صدوقی(شوهر خواهر محمد خاتمی)

محمد هاشمیان امام جمعه کنونی رفسنجان و نماینده رفسنجان در مجلس هشتم و رئیس فراکسیون اقلیت، فرزند حسین هاشمیان، خواهر زاده هاشمی رفسنجانی، داماد محمد صدوقی(امام جمعه یزد و شوهر خواهر محمد خاتمی) و شوهر خواهر زاده محمد خاتمی

-علی هاشمی(از طیف موسوم به اصلاح طلب، نماینده رفسنجان در مجلس ششم و مدیرعامل سابق شرکت پسته کرمان) برادر زاده حجت الاسلام هاشمی رقسنجانی*

-محمد هاشمی(از طیف موسوم به اصلاح طلب، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران، رئیس سابق صدا و سیما و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام) برادر اکبر هاشمی رفسنجانی

-حسین مرعشی (از طیف موسوم به اصلاح طلب، سخنگوی حزب کارگزاران رئیس دفتر رئیس جمهور و استاندار کرمان در دوران ریاست جمهوری هاشمی، نماینده مجلس ششم و رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در دوران خاتمی) برادر عفت مرعشی(همسر حجت الاسلام اکبر هاشمی رفسنجانی) و دائی فائزه، فاطمه، یاسر، محسن و مهدی هاشمی رفسنجانی

-فائزه هاشمی رفسنجانی(از حزب کارگزاران و دبیرکل سابق سازمان ملی المپیک) و فاطمه هاشمی(رئیس بنیاد امور بیماریهای خاص و عضو شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه)،خواهران محسن ‏هاشمی(رئیس شرکت متروی تهران)، مهدی هاشمی(مدیر ‏سابق موسسه بهینه سازی سوخت وزارت نفت) و یاسر هاشمی، همگی فرزندان حجت الاسلام اکبر هاشمی رفسنجانی(رئیس اسبق مجلس، رئیس اسبق جمهوری و رئیس کنونی مجلس خبرگان رهبری و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام) و به ترتیب همسران حمید و سعید لاهوتی (فرزندان آیت الله حسن لاهوتی)

-سیدمحمد حسینی (اهل کرمان ،از طیف موسوم به اصولگرا، نماینده مجلس پنجم، قائم مقام وزیر علوم و وزیر کنونی ارشاد) برادر سیدمحمود حسینی(از طیف موسوم به اصلاح طلب، عضو انجمن اسلامی دانشگاه تربیت مدرس، دبیر سرویس علمی پژوهشی روزنامه سلام و همچنین برادر سیدحمید حسینی(مدیر عامل شرکت مرآت نمایندگی انحصاری „سوپرا“،…و صادر کننده فرآورده های نفتی و رئیس هیات مدیره اتحادیه صادر کنندگان فرآورده های نفتی).

-اسفندیار رحیم مشایی رئیس سابق سازمان میراث فرهنگی وگردشگری، مشاور و رئیس دفتر احمدی نژاد و پدر زن مهدی پسر احمدی نژاد

-حجت الاسلام مجید انصاری(از طیف موسوم به اصلاح طلب، نماینده مجلس ششم و عضو مجمع تشخیص مصلحت و نماینده سابق خبرگان رهبری)، برادر حمید انصاری (قائم مقام دفتر حفظ آثار امام خمینی)

-مسعود حجاریان کاشانی(معاونت مهندسی وزارت سپاه ،ریاست دانشگاه امام حسین (ع) و معاونت اقتصادی و برنامه ریزی محسن رفیقدوست در بنیاد مستضعفان و جانبازان) برادر سعید حجاریان(معاون اسبق وزارت اطلاعات و عضو حزب مشارکت)

– حجت الاسلام سید علی اکبر محتشمی پور(از طیف موسوم به اصلاح طلب و از اعضای فعال مجمع روحانیون مبارز ، وزیر اسبق وزارت کشور و نماینده مجلس ششم)، پسر عموی همسران مصطفی تاج زاده(خانم فخرالسادات محتشمی پور) و مرتضی رفیقدوست

-مرتضی رفیقدوست(از شرکای فاضل خداداد که در جریان رسیدگی به پرونده 123 میلیارد تومان اختلاس به حبس ابد محکوم شده بود)، برادر محسن رفیقدوست(وزیر سابق سپاه و رئیس اسبق بنیاد مستضعفان و جانبازان) باجناق علی اکبر محتشمی

-مرحوم آیت الله محی الدین فاضل هرندی (قاضی شرع اسبق شهر قائن، قاضی شرع و رئیس اسبق دادگاه انقلاب اسلامی استان سیستان و بلوچستان، نمایندگی مقام رهبری در ستاد مرکز هیات های هفت نفره ،نماینده اسبق مردم اقلید فارس و اصفهان در مجلس شورای اسلامی) دائی حسین صفار هرندی و مصطفی تاجزاده (از طیف موسوم به اصلاح طلب و از اعضای شاخص سازمان مجاهدین انقلاب*و حزب مشارکت)

-سیدمصطفی تاج زاده(از طیف موسوم به اصلاح طلب، عضو سازمان مجاهدین انقلاب و حزب مشارکت و معاون عبدالله نوری وزیر اسبق کشور)، باجناق مرتضی رفیقدوست و خواهر زاده محی الدین فاضل هرندی و پسر دائی حسین صفار هرندی (سردبیر و قائم مقام سابق روزنامه کیهان و وزیر سابق ارشاد احمدی ‌نژاد)

-آیت الله احمد جنتی(دبیر شورای نگهبان، عضو مجمع تشخیص مطلحت نظام و عضو خبرگان رهبری)،پدر علی جنتی(معاون سیاسی اسبق وزارت کشور و معاون اسبق وزارت فرهنگ و ارشاد و سفیر سابق ایران در برخی از کشورهای عربی) و پدر حسین جنتی(مسئول دفتر جنبش مجاهدین خلق در اصفهان و از سران سازمان مذکور که در درگیری با پاسداران کشته شد و فاطمه همسر وی نیز هم اکنون جزء سران مجاهدین خلق در خارج از کشور می باشد)

آیت الله محمدی عراقی(رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی)، داماد مصباح یزدی(عضو مجلس خبرگان رهبری و رییس موسسه ی آموزشی امام خمینی)

-علی لاریجانی(فرزند آیت‌الله میرزا هاشم آملی، متولد نجف، از طیف موسوم به اصولگرا، وزیر اسبق ارشاد اسلامی، رئیس سابق صدا و سیما و نماینده قم و رئیس فعلی مجلس)، داماد شهید مرتضی مطهری،برادر زن علی مطهری نماینده تهران ،برادر جواد(متولد نجف، معاون اسبق وزارت خارجه و مشاور عالی رییس قوه‌ی قضاییه) و حجت الاسلام صادق(متولد شهر نجف ، عضو سابق شورای نگهبان و عضو مجلس خبرگان رهبری و رئیس کنونی قوه قضائیه و داماد آیت الله وحید خراسانی) و برادر مجمد باقر(رییس دانشگاه علوم پزشکی تهران) و نیز برادر فاضللاریجانی(سفیر سابق ایران در کانادا و از دست اندرکار فعلی وزارتخارجه) و برادر زن مصطفی محقق داماد

– حجت الاسلام علی اکبر جمشیدی معروف به ناطق نوری(رئیس اسبق مجلس و وزیر اسبق کشور و رئیس دفتر بازرسی مقام رهبری و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام)، داماد رسولی محلاتی( از اعضای دفتر آیت الله خمینی و مقام رهبری)، باجناقعباس آخوندی( معاون اسبق سیاسی وزارت کشور در دوران وزارت ناطق نوری و وزیر مسکن دوران هاشمی رفسنجانی همزمان با ریاست ناطق بر مجلس)، برادراحمد ناطق نوری(نماینده شش دوره مجلس از شهرستان نور و محمود آباد و رئیس فدراسیون بوکس) و باجناق سید محمدعلی شهیدی(مدیر کل وزارتخارجه خاتمی و معاون سابق کنسولی، مجلس و امور ایرانیان وزارت خارجه دوره احمدی نژاد)

-حجت الاسلام پارسا (معاون وزیر اطلاعات در زمان وزارت دری نجف آبادی)، داماد آیت الله مهدوی کنی و باجناق پسر حجت الاسلام علی اکبر ناطق نوری

-مرحوم آیت الله صادق خلخالی، پدر زن حجت الاسلام اسدالله کیان ارثی(نماینده فریدن و فریدون شهر در دوره های اول و ششم مجلس و عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز)

ـداوود احمدی‌نژاد (رئیس بازرسی نهاد ریاست جمهوری)، برادر محمود احمدی‌نژاد

ـحسین شبیری(رئیس صندوق مهر رضا)، همسر پروین احمدی نژاد (عضو شورای شهر تهران و معاون مرکز امور زنان ریاست جمهوری و خواهر احمدی‌نژاد)

-خانم فاطمه کروبی (دبیر کل مجمع اسلامی بانوان و رئیس اسبق بیمارستان خاتم الانبیاء)، همسر حجت الاسلام مهدی کروبی(امین الحاج آیت الله خمینی ،سرپرست اسبق امور حجاج ایرانی، رئیس اسبق بنیاد شهید، عضو شورای بازنگری قانون اساسی، رئیس اسبق مجلس و دبیرکل حزب اعتماد ملی)

– مصطفی معین(نماینده اسبق مجلس و وزیر اسبق علوم)، داماد آیت الله دستغیب

-مجتبی هاشمی ثمره(رییس سابق ستاد انتخابات کشور، مشاور عالی و دستیار ویژه محمود احمدی نژاد)، خواهر زاده‌ی محمد جواد باهنر(نخست وزیر شهید رجائی) و محمدرضا باهنر(نایب رییس مجلس هفتم و هشتم) و برادر مهدی هاشمی ثمره(معاون بازرسی و مدیرکل حوزه وزارتی وزارت نیرو) و عبدالحمید هاشمی ثمره(معاون وزارت صنایع) و برادر شوهر خانم قند فروش(مشاور خانواده وزیر کشور)

-محمد حسین موسی‌پور(معاون پارلمانی وزیر کشور)، داماد خواهر محمدرضا باهنر

-کامران دانشجو(استاندار اسبق تهران، معاون سابق سیاسی وزارت کشور و وزیر کنونی علوم و تحقیقات و فناوری)، برادر فرهاد دانشجو (رئیس دانشگاه تربیت مدرس) و برادر خسرو دانشجو(عضو و سخنگوی شورای شهر تهران)

– حجت الاسلام محمد محمدی‌نیک ری‌شهری (وزیر اسبق اطلاعات، دادستان اسبق ویژه روحانیت، دادستان اسبق کل کشور و سرپرست حجاج ایرانی)، داماد آیت‌الله مشکینی

– حجت الاسلام عیسی ولائی(مدیر کل حقوقی ریاست جمهوری خاتمی)، داماد مرحوم آیت الله محمدرضا توسلی محلاتی(رئیس دفتر آیت الله خمینی و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام)

-صادق محصولی(وزیر کشور سابق و وزیر رفاه پیشنهادی ایندوره احمدی ‌نژاد، باجناق علی اکبر ولایتی (وزیر خارجه اسبق و مشاور مقام رهبری)

-حجت الاسلام سیدابراهیمی رئیسی(معاون اول قوه قضائیه)، داماد حجت الاسلاماحمد علم الهدی (امام جمعه مشهد)

-خانم فاطمه جوادی (معاون سابق رئیس‌جمهور و رئیس سازمان محیط زیست)، فرزند اسماعیل واعظ جوادی آملی و برادر زاده آیت‌الله جوادی آملی (از اساتید حوزه علمیه قم)

-آیت الله حائری شیرازی، نوه آیت الله سید نورالدین حسنی شیرازی، داماد آیت الله خزعلی و شوهر خاله رضازاده (استاندار فارس و رئیس اسبق شرکت آب و فاضلاب استان فارس)، پدر محمد حسن حائری

-عبدالله جاسبی(رییس دانشگاه آزاد)،شوهر خواهر علی عباس پور(نماینده تهران و رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در دوره های هفتم و هشتم مجلس)

– حجت الاسلام محمدی عراقی(رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی)، داماد آیت اله مصباح یزدی(عضو مجلس خبرگان رهبری و رییس موسسه آموزشی امام خمینی).

-سید عطاء الله مهاجرانی(از طیف موسوم به اصلاح طلب و عضو حزب کارگزاران، معاون نخست وزیر در امور حقوقی و پارلمانی و معاون معاون رئیس جمهور در امور حقوقی و پارلمانی رئیس جمهور در دولت هاشمی رفسنجانی، همسر خانم جمیله کدیور(نماینده مجلس ششم) و شوهر خواهر حجت الاسلام محسن کدیور

-مسعود حجاریان کاشانی(معاون مهندسی وزارت سپاه ،رئیس سابق دانشگاه امام حسین (ع) و معاون اقتصادی و برنامه ریزی محسن رفیقدوست در بنیاد مستضعفان و جانبازان)، برادر سعید حجاریان(معاون اسبق وزارت اطلاعات و عضو حزب مشارکت)

-اسفندیار رحیمی مشایی(رئیس سابق سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و رئیس کنونی دفتر نهاد ریاست جمهوری)، پدر زن پسر محمود احمدی نژاد

-خانم اشرف بروجردی(از طیف موسوم به اصلاحطلب، مدیر کل اسبق امور زنان وزارت کشور و معاون اجتماعی اسبق وزیر کشور در دوره خاتمی)، خواهر علاءالدین بروجردی(از طیف موسوم به اصولگرا، معاون اسبق وزارت خارجه در زمان ولایتی و سه دوره نماینده بروجرد در مجلس و رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در مجالس هفتم و هشتم)

-حسن کامران(نماینده اصفهان در مجالس هفتم و هشتم)، همسر خانم نیره اخوان بیطرف(نماینده اصفهان در دوره های هفتم و هشتم مجلس) و باجناق حسینی(نماینده زابل در مجلس هفتم)

-حجت الاسلام حسن طائب(مسئول اسبق سپاه قم و خراسان، معاون ضد جاسوسی اسبق وزارت اطلاعات در زمان ریاست جمهوری رفسنجانی و وزارت علی فلاحیان، معاون سابق فرهنگی ستاد مشترک و فرمانده سابق دانشکده فرهنگی دانشگاه امام حسین، معاون سابق هماهنگ ‌کننده دفتر مقام رهبری، فرمانده سابق نیروی مقاومت بسیج و معاون کنونی اطلاعات کل سپاه پاسداران)، داماد حجت الاسلامحسینی معروف به „حسینی اخلاق در خانواده“ و باجناق سید حسین شاهمرادی(رئیس سابق ستاد بقاع متبرکه و بناهای مذهبی و مشاور رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری)

-حجت الله غنیمی‌فر(مدیر کل سابق امور بین الملل شرکت نفت و معاون کنونی مدیر عامل شرکت ملی نفت در امور سرمایه گذاری)، عموی همسر* کریم ارغنده‌پور(عضو شورای مرکزی جبهه‌ی مشارکت)

-*(در مورد سعید شریعتی اشتباهی صورت گرفته بود که حذف شد)

-محمد قوچانی (سردبیر روزنامه های شرق و اعتماد ملی)، داماد عماد الدین باقی(از اصلاح طلبان و فعالان سیاسی و حقوق بشر(

-علی افشاری(عضو سابق شورای مرکزی تحکیم)، داماد خانم فریبا داوودی مهاجر(روزنامه‌نگار و دبیر انجمن روزنامه‌نگاران جوان)، فعلا هر دو مقیم آمریکا هستند.

-مهدی احمدی(عضو سابق شورای مرکزی طیف شیراز تحکیم)،داماد محسن رضائی(فرمانده اسبق سپاه پاسداران و دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام)

-ناصر ایمانی(از طیف موسوم به اصولگرا و عضو شورای سردبیری روزنامه‌ رسالت)، شوهر خواهر سعید حجاریان

-محمد بسته‌نگار داماد آیت الله طالقانی و شوهر خواهر خانم اعظم طالقانی

-احمد زیدآبادی(از فعالان طیف موسوم به ملی‌مذهبی‌ها)، داماد محمدمحمدی گرگانی(نماینده دوره‌ی اول مجلس و از اعضای وابسته به طیف موسوم به ملی‌مذهبی‌ها)

درد دل فردی از نسل انقلاب با نسل بعد از خود…

درد دل کسی که در زمان انقلاب 57 جوان (تین ایجر ) بود با نسل های بعد از انقلاب:
کسانی که سال 57 را تجربه کردند خیلی خوب به یاد دارند که در خیلی شهرها حتی تا مدت کوتاهی قبل از انقلاب نه اسمی  و  نه عکسی از خمینی بود و نسل جوان اصلا  چنین موجودی را نمی شناخت!
عکس
یادم هست که شاید حدود دو ماه قبل از فاجعه ای به نام انقلاب! بود که در تظاهراتی در شهرم مسجدسلیمان  خانومی چادر سیاه ( از خانم های وارداتی حساب شده از قم به مسجدسلیمان ـ چون ما مسجدسلیمانی ها اصلا نمیدونستیم چادر سیاه چیه! چادر سیاه  برای ما مفهوم “ بوهون“ های بختیاری یا همان „خیمه“ را داشت) به من که شعار میدادم گفت: شعار  درود بر خمینی بدهید!  من پرسیدم خانوم خمینی کیه؟ گفت رهبر انقلاب! گفتم این چه رهبریه که من نمی شناسمش! و بعد بدون اینکه اهمیتی به او بدهم به شعار دادن ها ادامه دادم. ما  نسل جوان آن زمان که اصلا منابع اطلاعاتی نداشیتم اصلا کسی به نام خمینی را نمی شناختیم و از اتفاقات 32 و  سال 42 که اصلا با خبر نبودیم چون نه اینترنتی داشتیم نه ماهواره نه موبیل و نه کتاب های در این باره و نه مطبوعات آزاد که در این باره بنویسند و حتی اگر هم می نوشتند کسی اعتماد نداشت چون از بس که چپ ها و روشنفکرهای آن زمان علیه رژیم شاه تبلیغ منفی می کردند و هر چیزی را می گفتند دروغ میگه!. خلاصله هیچی  در دسترس نسل من نبود! اینکه چطور  و چگونه این هیولای جمهوری اسلامی به ما تحمیل شد همه به نوعی داستانش را می دانید. اما جالبه که نسل امروز  که این شانس را دارد  تا  در دنیای آزاد خبر و اطلاعات از طریق اینترنت همه ی اطلاعات را از نگاه ها و زاویای گوناگون دنبال کند (ضمن اینکه از نسل گذشته هم کلی کتاب و مجله و روزنامه به جا مانده که به نوعی برخی میتوانند استفاده کنند)  مدام در حال تکرار اشتباه های بدتر از نسل من هست و  مدام هم توجیح میشود که از وقایع گذشته و هیچی خبر ندارد و نه از جنگ و کشتار و نه از قتل عام 67 اطلاعی ندارد و برای همین هم میخواهد خود انتخاب کند!  در حالیکه امکانات اطلاعات رسانی و کتب و مطبوعاتی که در این سالیان در دسترس است اصلا قابل قیاس با دوران ما نیست! کجا اینترنت بود؟ کجا ماهواره بود؟ کجا تلفن موبیل و این همه رسانه های دسته جمعی و مطبوعات بود؟ این نسل مدام در حال فحاشی به نسل من هست که شما اشتباه کردید. و با اینکه ما ( منظور نسل جوان آن زمان) خواهان انقلاب اسلامی نیودیم اما بارها و بارها صادقانه گفتیم و انتقاد کردیم که انقلاب سال 57 بزرگترین اشتباه تاریخی  نسل ما بود و متوجه شدیم که چطور آخوندای مارمولک از ما سواستفاده کردند و شرمسار شدیم که در برهی آنها در کنار ما بودند!  اما نسل های بعد  با اینکه در خیلی کارها و اعمال و حتی برخی در جنایات رژیم هم سهیم بودند فارغ از هر گونه پاسخگویی به اشتباهاتی که کردند و می کنند، هستند؟!  و گاهی حتی آنچنان فرا می رود که  برخی از کسانی که از بدنه ی رژیم بودند و در جنایات رژیم سهیم بودند و الان در بازی قدرت کنار گذاشته شدند و خود را اپوزسیون میدانند نسل ما را برای اعمال خود از دستگیری ها و کشتار و تا…. محاکمه می کنند! نسلی که بیش از سی سال است در هیچ عملکردی دست ندارد اما ظاهرا همیشه باید پاسخگوی همه عملکرد رژیم در دوران متفاوت باشیم!  نسل امروز ضمن اینکه همه تجارب و اطلاعات گذشته را  دارد باز هم به دنبال خمینی ها هستند و نمیدانم نسل ما که خود اولین قربانیان این فاجعه بودند و اغلب یا اعدام و کشته شدند و یا در جنگ جان باختند و یا در زندانند و یا در گوشه و کنار دنیا برای نجات جان فرای شدند و هیچ سهمی هم نداشتند و ندارند باید تا کی پاسخگو باشند!
امروز این نسل به امثال من که برای انتخاباتی آزاد با نظارت جامعه جهانی تلاش می کند و  معتقد است روحانی کاندیدای مردم نیست بلکه یکی از 6 کاندیدای رهبر بوده و او  را نه ناجی مردم و نه حلال مشکلات فعلی جامعه میداند فحاشی می کنند و باز هم نسل مرا مقصر می داند. امروز  این نسل یک آخوند به نام روحانی را برگزید که حتی اصلاح طلب هم نیست اما آنها خود را پیروز میدانند و از شادی در خیابان ها می رقصند. من از شادی آنها شادم و آرزویم شادی متداوم آنهاست ضمن اینکه امیدوارم که انتخاب آنها درست باشد و در آینده پاسخگوی هر گونه عمل رئیس جمهور جدید خود باشند!

خود کرده را تدبیر نیست!

خودکرده را تدبير نيست؟!

اختر قاسمی
Akhtarghasemi.wordpress.com
چند دقيقه پيش خبری خواندم درباره‌ی اخراج پناهجويان ايرانی در سوئد. خبری که در ساليان اخير در کشورهای غربی در رابطه با پناهجويان ايرانی بارها شنيده می‌شود، در حالی‌که دهه اول و دوم مهاجرت ما به ندرت در مورد پناهجويان ايرانی چنین اخباری  شنيده می‌شد.

با خواندن اين خبر تصميم گرفتم از تجربه‌ی شخصی خودم استفاده کنم و مروری بر زندگی خود ما مهاجران کشورهای مسلمان يا عقب‌مانده داشته باشم ضمن اين‌که بار ديگر تغيير رفتار دول غربی نسبت به ايرانيان يا به‌طور کلی شرقی‌ها و به‌ويژه کشورهای مسلمان برايم مجسم شد و ميل‌ام برای نوشتن در اين‌باره نيز بيشتر گرديد.
به گذشته برمی‌گردم و رفتار جامعه‌ی آلمان را در اوايل سنين بيست سالگی که به اروپا آمدم تا امروز مرور می‌کنم. در تازه‌ترين نگاه ترورهای چند سال اخير در غرب را که توسط مسلمانان بزرگ‌شده در همين جوامع رخ دادند  به ياد می‌آورم؛ جوانانی که با امکانات رايگان همين جوامع تحصيل کردند. بی‌اختيار ضرب‌المثل معروف ايرانی به ذهنم خطور می‌کند که می‌گويد: „خودکرده را تدبير نيست!“ حالا اين حکايت ما ايرانی‌ها يا کلا کشورهای مسلمان است. البته ناگفته نماند که برخورد جامعه غرب با ما مهاجرین بخصوص مهاجرین جهان سوم هم بی ایراد نیست و بخشی از رفتار غلط مهاجرین گاهی نوعی عکس العمل در مقابل عمل جامعه است. اما من در این مقاله قصد دارم به عنوان یک نظاره گری که از درون یک جامعه ی اقلیت به مسئله نگاه می کند به برخورد خود ما مهاجرین کشورهای مسلمان بپردازم.

از نگاه من، ما مهاجران کشورهای مسلمان عقب‌مانده، اين‌قدر در اروپا و غرب خرابکاری کرديم که هر روز عرصه برای ورود و پذيريش ديگر مهاجران يا پناهندگان کشورهای مسلمان سخت‌تر می‌شود. کسانی که در ايران زندگی می‌کنند چون شرايط اين‌جا را از چند دهه قبل تا به امروز نديده و تجربه نکرده‌اند که بتوانند با هم مقايسه کنند و تغيير را به‌ويژه در دو دهه گذشته ببينند شايد باور نکنند؛ ولی ايرانيانی که از سال‌های قبل از انقلاب يا از دهه ۸۰ ميلادی اينجا زندگی می‌کنند می‌توانند در اين مورد نظر بدهند.

خود من زمانی که به خارج از کشور آمدم ابتدا برای تحصيل به اروپای شرقی (رومانی) رفته بودم. بعد از مدتی که در رومانی بودم و کمی با وضعيت جامعه آن‌جا آشنا شدم فکر کردم اگر „سوسياليسم واقعا موجود“ اين است که من در رومانی می‌بينم در جمهوری اسلامی که ما وضعيت بهتری داريم! وقتی سال ۱۹۸۶ به آلمان غربی آمدم ذهن من سرشار از سووال شد و مدام از خود می‌پرسيدم چرا اين همه تناقص در اطلاعات ما نسبت به کشورهای شرقی و غربی؟ ما در کتاب‌ها می‌خوانديم که دول کشورهای امپرياليستی و سرمايه داری غرب فقط به فکر منافع خود هستند و نابرابری بيداد می‌کند، خود سرمايه عامل فساد است، جامعه فاسد است و زنان فقط به شکل کالا مورد استفاده قرار می‌گيرند، اما در دنيای سوسياليستی همه از حداقل امکانات زندگی برخوردارند، برابری زن و مرد، درمان و تحصيل و همه چيز رايگان است و جامعه سالم است و… متأسفانه در برخورد با واقعيت تجربه ديگری کسب کردم. چرا که از ابتدای ورودم به آلمان متوجه شدم که تمام امکانات و تسهيلات اجتماعی، همانند درمان رايگان، تحصيل رايگان، حق بيکاری و حق داشتن مسکن و سقفی بالای سر و خيلی موارد ديگر را غرب سرمايه داری نه تنها برای شهروندان خود، بلکه مهاجران و پناهندگان فراهم کرده است. البته که برخی پناهندگان شرايط قبل از پذيرفته شدنشان خيلی سخت و طاقت‌فرسا بوده ولی وقتی پذيرفته می‌شدند می‌توانستند از همه امکانات تسهيلی و مزايای اجتماعی همچون يک شهروند آلمانی استفاده کنند. موضوع ديگری که توجه مرا بسيار جلب کرد صداقت و يک‌رنگی مردم بود چيزی که در جوامعی مثل جامعه ما به آن نياز هست. برای من خوش‌باوری و اعتماد آن‌ها به ما ايرانيان خيلی سووال برانگيز بود.

اين شرايط و وضعيت را فقط آلمان نداشت بلکه تقريبا همه کشورهای اروپای غربی و اسکانديناوی کم و بيش داشتند. رفتار مسئولان و مردم گاهی آن‌چنان بود که مدام از خود می‌پرسيدم چطور اين مردم که ما برای آن‌ها بيگانه‌ايم و فرهنگ مشترک نداريم چنين به ما اعتماد دارند اما ما که با افغانستانی‌ها زبان و فرهنگ مشترک داريم به آن‌ها اعتماد نداريم؟ در آن زمان برای من که يک دختر جوان بی‌تجربه‌ای بودم، اين سووالات بدون پاسخ ماند. با گذشت زمان و تجربه‌ی هر دو جامعه سرمايه‌داری و سوسياليسم سووالات من پاسخ داده شد.

نزديک به سه دهه در آلمان زندگی می‌کنم و تجربه رفتار خارجی‌های مهاجر مسلمان در آلمان و جهان به من نشان داد که متأسفانه خارجی‌های کشورهای جهان سوم و مسلمان در کشورهای غربی آن‌قدر خرابکاری و ترور و دزدی و مردم‌آزاری کردند که هر روز شرايط برای آن‌ها سخت‌تر می‌شود و بی‌اعتمادی به مسلمانان بيشتر! آلمان کشوری بسيار تميز و با نظم و انضباط است. ولی در محلات خارجی‌نشين که به‌طور عمده از کشورهای جهان سوم هستند هميشه بی‌انضباطی و کثيفی و حتی خراب کردن باجه تلفن و وسايل عمومی را می‌بينيد. در حالی‌که امکان ندارد در محله‌ای آلمانی‌نشين چنين مسائلی را شاهد باشيد. من بارها در آلمان يا کشورهای ديگر اروپايی شاهد بودم که خانواده‌های مسلمان در قلب يک شهر مدرن اروپايی؛ درست همانند روستا زندگی می‌کنند به طوری‌که حتی از بيرون يعنی از بالکن و تراس آن‌ها از لباس و ملافه و لحاف آويزان کردن گرفته تا آت‌وآشغال آويزان کردن می‌توان فهميد که در اين خانه يک خارجی از کشور عقب‌مانده زندگی می‌کند. عادت‌هايی که شايد در عقب‌مانده‌ترين قشر اين جوامع آن هم نه همه‌ی آن‌ها، ديده شود.

ما مردم کشورهای عقب‌مانده مسلمان که به اروپای مدرن مهاجرت کرديم از دستاوردهای کشورهای غربی همانند آزادی، احترام به حقوق بشر، حقوق مساوی و مدارا نهايت سوءاستفاده را می‌کنيم. برای ما مدارا يعنی اين‌که فقط آن‌ها مدارا داشته باشند نه ما! آن‌ها به مذهب و فرهنگ ما احترام بگذارند ولی ما فرهنگ و مذهب آن‌ها را تخريب کنيم! کليساها مدام در کشورهای مسلمان خراب می‌شوند ولی در آلمان و اروپا مدام مساجد نو ساخته می‌شود! اين معنی مدارا برای ما خارجی‌های عقب‌مانده مسلمان است! آزادی هم يعنی اين‌که ما آزاد باشيم که جامعه را به شکل جوامع عقب‌افتاده خودمان در آوريم. از شکل ظاهر گرفته تا درون! هجوم زنان مسلمان با حجاب و به طور کلی فعاليت مسلمانان در آلمان و احداث مساجد در طی ساليان اخير در آلمان نشان از يک حرکت سيستماتيک مسلمانان برای تأثير و تغيير فرهنگ جامعه غرب دارد کما اين‌که بارها از معتقدان مسلمان شنيده شده که ما برای تغيير فرهنگ اين جامعه در اين‌جا زندگی می کنيم!

ما می‌خواهيم خصلت‌هايی که عمدتا در کشورهای جهان سوم ديده می‌شوند همانند دزدی، دروغ، فريب و…به اين جامعه تحميل کنيم بدون اين‌که خود از خصلت‌های مثبت اين جوامع بياموزيم، و انتظار داريم که هر روز هم رفتارشان با ما بهتر شود و حقوق برابر داشته باشيم ضمن اين‌که زيان هم به جامعه وارد می‌کنيم. فرياد حقوق بشرخواهی و انسان‌دوستی و آزادی‌خواهی‌مان هم گوش دنيا را کر می‌کند! آيا نبايد در مقابل شنيدن چنين اخباری عليه مهاجران مسلمان بگوييم „خودکرده را تدبير نيست“؟

پيج رسمی در فيس بوک:
https://www.facebook.com/pages/Akhtar-Ghasemi-Photographer-Journalist/195898053799789?ref=hl

سالگرد علیرضا صبوری بر روی مزارش در برلین

1

برای دیدن بزرگ عکس ها به روی عکس کلیک کنید.

یک سال پیش در چنین روزی 20 ژانویه علیرضا صبوری جوان 23 در برلین به خاک سپرده شد. علیرضا جوانی که در جنبش اخیر آزادیخواهی مردم ایران در راهپیمایی سکوت 25 خرداد هنگامی که به کمک فردی که تیر خورده بود رفت توسط تک تیر اندازهای رژیم اسلامی ایران مستقیم مورد نشانه قرار گرفت و به سرش تیر خورد. علیرضا بعد از کمای طولانی زمانی که به هوش آمد نه قدرت تکلم داشت و نه می توانست راه برود. او که در آن زمان 21 سال داشت بعد از عمل های پی در پی می بایست همانند یک کودک دوباره صحبت کردن و راه رفتن یاد بگیرد. از آنجاییکه نیروهای سپاه و بسیج رژیم جنایت اسلامی در بیمارستان ها به دنبال دستگیری زخمی های تظاهرات بودند، خانواده علیرضا با ترس شدید مجبور شدند برای مداوای فرزندشان به شکل مخفی عمل کنند. مادر علیرضا که یک پسرش را در جبهه های جنگ ایران و عراق از دست داده بود حال از ترس اینکه علیرضا را هم از دست ندهد به همه می گفت که علیرضا تصادف کرده است. علیرضا بعد از تحمل درد و زجر های زیاد به خارج از کشور آمد تا همانند جوانان در کشورهای آزاد بدون هیچگونه ترسی به زندگی عادی خود ادامه دهد. او بعد از چندین ماه انتظار پناهندگی در ترکیه توسط سازمان ملل به امریکا منتقل شد. علیرضا شاد از زندگی دوباره بود. اما متاسفانه آثار مخرب تیری که به سر او خورده بود زندگی دوباره را خیلی زود از او گرفت. علیرضا می بایست مدام تحت نظر و درمان باشد اما در تنهایی مطلق خود در اتاق کوچکی در شهر بوستون امریکا جان سپرد. اجازه ی انتقال پیکر علیرضا به ایران به خانواده اش داده نشد . علیرضای جوان حتی بعد از مرگش هم آرامش نداشت و پیکر بیجانش بیش از دو ماه در سردخانه ماند تا با کمک فامیلش در آلمان به برلین منتقل شد.

IMG_8884
Momentaufnahme 10 (21.01.2013 02-50)
IMG_8877
حال یک سال از خاکسپاری علیرضا در برلین می گذرد و برای زنده نگه داشتن یاد او به برلین آمدم تا در کنار فامیل علیرضا یاد او را نگه داریم. سرمای بسیار طاقت فرسایی بر برلین حاکم است و همه جا از بقایای برف روزهای پیش نسبتا سفید است. به همراه دایی و دو خاله ی علیرضا و چندین ایرانی دیگر در هوای چندین درجه زیر صفر و بسیار سرد به گورستان ویلمرز دورف رسیدیم. در این یکشنبه سکوت سرد غم انگیزی بر گورستان حاکم است به قبر علیرضا می رسیم هنوز سنگ قبری بر مزار او نیست چون قرار است با حضور مادرش این مراسم انجام شود. به عکس های علیرضا بر سر مزارش نگاه کنم غمی عجیبی سراپای وجودم را می گیرد و از خودم می پرسم مگر این جوان چه می خواست؟ مگر او خشونت کرده بود؟ مگر آدم کشته بود؟ مگرخرابکار بود؟ به چه جرمی به این سرنوشت دچار شد؟ به جز اینکه برای حق رای اش با سکوت به خیابان آمده بود؟ در این افکار بودم و دوربینم را برای فیلم و عکس گرفتن آماده می کردم با وجود دستکشی که در دست داشتم انگشتانم بی حس اند و قدرت تنظیم کردن دوربین را نداشتم.. دیدن قبر علیرضا در آن قبرستان بی روح سرمای بیرون را برایم بیشتر محسوس می کرد. به علیرضاها و نداها و سهراب ها و اشکان ها و….می اندیشدم….

IMG_8907-001 IMG_8901-001 IMG_8892 IMG_8927

با خودم فکر می کردم این جوان می بایست الان در کلاس درس باشد و برای آینده خود و جامعه اش آموزش می دید اما قاصبان جانی سرزمین اش حتی پیکر بی جانش را هم تاب نیاوردند و حال دور از خانواده خود در گوشه ای از شهر برلین سرد به خاک سپرده شده است. در برلینی که چندین هزار ایرانی در آن زندگی می کنند و انتظار می رفت که ایرانیان بیشتری شرکت می کردند اما متاسفانه انتظار من در حد انتظار ماند. شاید سرما هم عاملی بود که اغلب ترجیح دهند یکشنبه را در خانه گرم خود بگذرانند.

خانم عراقی خاله ی علیرضا از طرف خانواده از حضار تشکر کرد و سپس پویا یکی دیگر از بستگان علیرضا در باره ی علیرضا و اهداف آزادی خواهانه همه جوانانی که جانشان را در جنبش اخیر از دست دادند صحبت کرد.

IMG_8878

2

بعد از صحبت های کوتاه بستگان علیرضا مراسم به پایان رسید و با علیرضا وداع می کنیم. در طول راه دوباره به سوالی که از وقتی که خبر مرگ علیرضا را شنیدم و مدام در ذهن من نقش می بندند فکر می کنم: چطورعلیرضا از حمایت ایرانیان در امریکا برخورد نبود و کسی به او توجه نکرد و مراقبتی از او نشد با اینکه امریکا بالاترین جمعیت ایرانی را داراست و سازمان ها و انجمن های حقوق بشری ایرانی فراوانی هم برای ایرانیان کار می کنند؟ چطور کسی  به سراغ او نرفت؟ جرا فعالین حقوق بشر ایرانی و فعالین ارگان های کمک به پناهندگان از حضور پناهجویان چون علیرضا بی اطلاعند؟ و اینکه چرا ایرانیان برلین در سالگردش به یاد او و همه جانباختگان شرکت نکردند؟ واقعا چرا؟
اختر
برلین ـ 20 ژانویه 2013