خطاب به دوستان مسلمانی که اعتراض کردند

خطاب به دوستان مسلمانی که اعتراض کردند:
برخی از دوستان معتقد مذهبی ام از من گله مند شدند و اعتراض کردند که چرا گاهی مطالبم علیه اسلام است؟ چون قبلا هم تعدادی دیگر از دوستان پرسیده بودند و حتی برخی هم فحاشی کردند پاسخم را اینجا برای عموم می نویسم:
دوستان عزیزم، من با هیچ دین و مذهب و مرام و مسلکی مشکلی ندارم تا زمانی که قوانین آن دین و مسلک به قوانین اجتماع و جامعه تبدیل نشوند! من با هیچ دینی مشکلی ندارم تا زمانی که در چهارچوب اعتقادات شخصی افراد باشد. اما زمانی که دین از چهارچوب خصوصی بیرون رود و به درون قوانین جامعه نفوذ کند، و برای من و جامعه تصمیم بگیرد من علیه آن خواهم بود. قوانین جامعه نباید بر اساس قوانین دین باشند بلکه باید بر اساس قوانین اجتماعی انسان امروز که همه را بدون در نظر گرفتن جنسیت، مذهب و ملیت نگاه می کند.
من با دینی مشکل دارم که بخواهد با اصول و فروع دین اش قوانین اجتماع مرا تعیین کند! من با دینی مشکل دارم که طبق قوانین اش من را به عنوان زن نصف مرد ارزش گذاری می کند، دینی که من را به عنوان زن از هیچ حق برابری با مرد حمایت نمی کند. من با دینی مشکل دارم که در همه ی ابعادش تبعیض وحشتناکی نسبت به زنان با مرد دارد، دینی که با قوانین مجازات ۱۴۰۰ پیش با انسان امروز رفتار می کند.
در مملکت من دین اسلام قوانین جامعه مرا تعیین کرده است و من به عنوان زن حق دارم که علیه این قوانین اسلامی که زن را برده میداند اعتراض و فریاد کنم که اسلام دینی ارتجاعی ست! گرچه از نظر من همه ی ادیان ارتجاعی اند ولی آنها در قدرت نیستند! در حال حاضر اسلام دینی ست که در قدرت سیاسی دست دارد و ادیان دیگر عمدتا در خانه خود هستند.
در کشورهای غربی مسیحی دهها سال است که دین را از سیاست جدا کرده اند و همین عامل پیشرفت شان بود. می بینیم که در جهان فقط اسلام است که میخواهد در سیاست دخالت کند و قوانین همه ی جهان را بر اساس قوانین اسلامی پای ریزی کند! پس برای من خطر چنین دینی ست که تلاش دارد قوانین اسلامی را به همه جای دنیا صدور کند!

شاید بگویید این اسلام واقعی نیست و اسلام دین صلح و دوستی است! پاسخ من این است که هرگاه ایديولوژی یا دینی، هنگامی که در قدرت بود به آنچه که تبلیغ می کرد عمل کرد من آن را قبول خواهم کرد! خمینی زمانی که در قدرت نبود از اسلامی بسیار انسان دوست و دمکرات و برابری خواه حرف میزد اما به محض اینکه قدرت را صاحب شد برخورد تغییر کرد! اسلامی که مادر من و شما اعتقاد دارند حتما صلح دوست است چون فقط برای راز و نیاز با خدای خود است و از طریق دین قدرتی نمیخواهند! اما فراموش نکنیم که آنها به همه ی اصول و فروع دین پای بند نیستند و دین فقط رابطی بین آنها و خدایشان است! بله ممکن است اسلامی که در قدرت نیست صلح دوست باشد اما اسلامی که در قدرت است متاسفانه هیچوقت صلح دوست نبوده است! متاسفانه چنین اسلام صلح دوستی هیچوقت خود را در قدرت نشان نداده است! هیچوقت ما در تاریخ شاهد نبودیم که در کشوری قوانین اسلامی باشد ولی با انسان ها بر اساس حقوق انسانی برابر برخورد کنند و زن ها موجودات حقیر شده و درجه ۲ و بدبختی نباشند! نمونه اش در عربستان! حتی در افغانستان که تلاش شده قوانین اسلامی را هم امروزه کنند اما موفق نشدند و می بینیم که قوانین چگونه علیه زنان و تبعیض آمیز و عقب مانده است. همیشه اسلامی که تلاش برای قدرت کرده ست، اسلامی بود که همانند ۱۴۰۰ سال پیش با خنجر و کشتار پیش رفته است و با انسان متمدن امروز همان گونه رفتار کرد که در گذشته ها کرد و خواهان بازگشت بود! نمونه اش را ما متاسفانه امروز بسیار داریم: داعش، طالبان، حزب الله، حماس، جمهوری اسلامی، بوکو حرام و….. دهها گروه اسلامی دیگر که امروز در جهان برای بدست گرفتن قدرت و یک خلافت اسلامی جهانی می جنگند! میشه که به همه بگیم واقعی نیستند؟ بالاخره باید ایراد از اساس ایدئولوژی باشد که این هیولاها را اجازه ی رشد میدهد!
از نگاه من اگر کسی دین خود را دوست دارد باید تلاش کند که حکومت ها را مجبور به جایگزینی قوانین مدنی برابر در مقابل قوانین دینی کنند و جایگاه دین را آن جا نگه دارند که باید باشد یعنی در خانه خود و خانه ی ادیان همانند مسجد یا کلیسا و یا معبد و ….
در اجتماع زن و مرد وجود دارد با ادیان مختلف و مذاهب مختلف و قومیت و ملیت مختلف! هر مذهب و دینی که در قدرت باشد قوانین را به نفع خود خواهد نوشت! در ایران جمهوری اسلامی حتی سنی ها که مسلمانند و میلیون ها نفر هستند مورد تبعیض اند و در قدرت دخالتی ندارند چون شیعیان قوانین را بر اساس قوانین شیعه نوشتند! همچنین دیگر اقلیت های مذهبی مثل مسیحیان، یهودیان، بهاییان و …. که بخش عظیمی مجبور به ترک ایران شدند چون تحت فشار بودند و برخا هم دستگیر و زندانی و اعدام شدند!
در هر حال دوستان عزیزم، من با اسلام سیاسی مشکل دارم نه اسلام اعتقاد مادرم و امثال او ….
به امید روزی که همه برای جامعه ای انسانی بدون نام دین و مذهب تلاش کنیم!
زنده باد صلح و دوستی
اختر / کلن / ۲۸ آگوست ۲۰۱۴

مطلب زیر را چندی پیش در همین رابطه نوشتم:
من به هیچ دینی باور ندارم
چون نمیدانم کدام دین را باور کنم
مسلمانان را ؟
مسیحیان را؟
یهودیان را؟
زردتشتیان را؟
هندوها را؟
بودایان را؟
ایزدیان را؟
بهاییان را؟
کدام دین را باور کنم که هر کدام به من می گویند
من بهترین باور و عقیده برای بشریت هستم
کدام دین را باور کنم که هر کدام به من می گویند
من بهترین راه برای همزیستی هستم
من به هیچ دینی باور ندارم
چون هر کدام یک «باور و عقیده» را نقل می کنند
من به هیچ دینی باور ندارم
چون هر کدام ارثی منتقل می شوند
باور و عقیده ارثی نیست
من از زمانی که خود را شناختم
به انسانیت باور داشتم
و دین ام را « انسانیت» نام نهادم
«انسانیت» فقط یک جا نیست
«انسانیت» برای وجودش نیاز به لشکر و کشتار ندارد
انسانیت دین ندارد
انسانیت مهربانی ست
انسانیت صلح و دوستی ست
انسانیت در همه جا هست
در افریقا، آسیا، اروپا، امریکا و استرالیا

دین من «زندگی» ست
دین من لذت بردن از زندگی ست
دین من لذت بخشیدن به زندگی دیگری ست
دین من کمک به دیگری و همزیستی ست
کدام دین را باور کنم
که هر کدام به من می گویند
من بهترین راه رسیدن به خدا را می دانم

من به هیچ خدایی باور ندارم
چون نمیدانم کدام «خدا» قبول کنم؟
خدای مسلمانان را؟
یا خدای مسیحیان را؟
یا خدای یهودیان را؟
یا خدای بهاییان را؟
یا خدای زردتشتیان را؟
یا خدای ایزدیان را؟
یا خدای هندو ها را؟
یا خدای بودایان را؟
یا خدای هزاران فرقه و مذهب دیگر را؟
من به هیچ خدایی باور ندارم
من به بهشت و جهنم اعتقادی ندارم
من به دنیای بعد از مرگ باور ندارم
به دنیایی که از زمان وجود بشریت
کسی از آن برنگشته است و هیچ اطلاعی از آن نیست
من به هیچ خدایی اعتقادی ندارم
من به هیچ خدای ادیان اعتقادی ندارم
چون خدای من «عقل» ست
خدای من «خرد » ست
خدای من «دانش» ست
خدای من «علم» ست
خدای من « وجود» من و ما ست
خدای من «هستی» ست
خدای من دین ندارد
اما خدای ادیان با نام خدا و به حکم خدا می کشد
خدای من مذهب ندارد
اما خدای مذاهب با نام خدا و به حکم خدا می کشد
خدای من جنسیت ندارد
اما خدای ادیان مردانه است
خدای من تبعیض ندارد
اما خدای ادیان، زنان را با مردان مساوی نمی داند
خدای من دروغ نمی گوید
اما خدای ادیان «تقیه» دارد

خدای من خرد است
خدای من عقل است
خدای من مهربانی ست
خدای من پاکی ست
خدای من کمک به دیگری ست
خدای من شادی ست
خدای من شادی بخشیدن ست
خدای من با هم بودن ست
خدای من برای هم بودن ست
خدای من دوستی ست
خدای من صلح ست
خدای من عشق ست …
…….
اختر / یکشنبه ۱۷ آگوست ۲۰۱۴

تظاهرات در حمایت از شنگال و کوبانی و علیه گروه تروریست اسلامی داعش، کلن

تظاهرات علیه دولت اسلامی داعش در کلن

IMG_3982

بیش از صد نفر در این تظاهرات که به دعوت برخی ایرانیان فعال سیاسی ـ حقوق بشر صورت گرفته بود، شرکت کردند. برخی شرکت کنندگان در این تظاهرات سخنانی ایراد کردند و از جامعه جهانی تقاضا کردند تا در مقابل دولت تروریست اسلامی داعش مقابله کنند و به مردم سوریه و عراق کمک کنند. مینا احدی و جمیله میراکی و صالح سرداری از جمله سخنرانان این تظاهرات بودند.

برای دیدن عکس ها به شکل بزرگ بر روی عکس دلخواه کلیک کنید و با فلش ادامه دهید:

یک داعشی ساکن سوئد: به سوئد آمده ایم تا همه تان را بکشیم!

گفتگوی یک داعشی ساکن سوئد که جامعه سوئد را به لرزه انداخت!
هشدار بابت عکس های وحشتناک و انزجار آور!
یک داعشی ساکن سوئد در گفتگویی با یک تلویزیون عربی، جامعه سوئد و اروپا را تهدید به جنگ و اسلام گرایی کرد که باعث ترس و وحشت مردم سوئد شده است.
به نقل از وبسایت استکهلمیان یک فرد داعشی ساکن سوئد در تماسی تلفنی با یک تلویزیون عربی به مجری می گوید ما با همه حتی در سوئد و اروپا می جنگیم تا مسلمان شوند و اگر نه می کشیم! به گفته ی وبسایت استکهلمیان این ویدئو کلیپ که ترجمه ی آن را در زیر از این وبسایت می بینید جامعه و پلیس امنیتی سوئد را دچار شوک کرده ست. بطوریکه بعد از انتشار این کلیپ در سوئد حزب ملی گرای دمکراتهای سوئد که گفته بود اگر در انتخابات پیش رو برنده شود تکلیف مسلمانان را در این جامعه روشن خواهد کرد، به شکل چشمگیری آرایش افزایش یافته است!

ترجمه ی گفتگو در لینک زیر وبسایت استکهلمیان:
شیخ احمد و «داعش» در سوئد

توضیح اینکه در سوئد مسلمانان پناهنده زیادی زندگی می کنند و در شهر استکهلم محله ای وجود دارد که عمدتا خارجی ها یا بهتر بگویم مسلمانان افریقایی هستند و بافت و شکل محله هیچگونه شباهتی به جامعه مدرن سوئد ندارد. (نه از نظر ساختمان ها بلکه نوع رفتار مردم با محل سکونت) سال گذشته چندی بعد از تظاهرات ها و آتش سوزی های مسلمانان در استکهلم به این محله رفتم. راستش از دیدن نوع و شیوه ی زندگی مردم ساکن محل واقعا شوک شدم و احساس کردم در یک کشور جهان سومی و عقب مانده ی افریقایی هستم. وقتی که خواستم از ساختمانی که مرکز فرهنگی محله بوده عکس بگیرم یک زن افریقایی که روسری به شکل زن های عرب بر سر داشت با برخوردی بسیار زشت و تند بطوری به سمت من آمد و با لحن تند و بد گفت اجازه نداری اینجا عکس بگیری که احساس می کردم اگر مقاومت می کردم و عکس می گرفتم حتما دوربینم را به زمین می زد! در حالیکه عکس گرفتن در خیابان های کشورهای اروپایی اصلا ممنوع نیست!